مرتضى مطهري
39
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
الجنان و ان يحشر معهم طيور السماء و وحوش الارض لفعل و لو فعل لسقط البلاء و بطل الجزاء و اضمحلت الانباء و لما وجب للقابلين اجور المبتلين و لا استحق المؤمنون ثواب المحسنين و لا لزمت الاسماء معانيها و لكن الله سبحانه جعل رسله اولى قوة فى عزائمهم و ضعفة فى ما ترى الاعين من حالاتهم مع قناعة تملأ القلوب و العيون غنى و خصاصة تملأ الابصار و الاسماع اذى . ) * در قسمت آخر سخن مولى عليه السلام به سرمايهء معنوى انبيا اشاره شده است كه عبارت است از عزم قوى و عزت نفس فوق العاده ، و همين است كه به جاى آن دبدبه ها و طنطنه ها دلها را مملو از نوعى عظمت توأم با احترام و محبوبيت مىنمايد . رسول اكرم از اينكه كسى پياده در ركابش حركت كند يا جلويش بايستد نهى فرمود . ايستادن كسى در جلو كسى ديگر سخت مذمت شده . در نهج البلاغه است كه على عليه السلام اهل انبار [ را ] از رعايت تشريف معمولى دربار ايران كه در جلو مركب پادشاه حركت مىكردند ، منع فرمود و به آنها فرمود : اين كار ، شما را پست [ مىكند ] و بزرگان شما را بالا نمىبرد . داستان معروف نماز عيد رفتن حضرت رضا عليه السلام در زمان مأمون كه طبق معمول ، سران و قُوّاد سپاه با اسبهاى زين و يراق كرده و اسباب و ابزارهاى زرين و خيره كن چشم و يك دنيا جلال ظاهرى [ آمده بودند ] و امام عليه السلام فرمود : من با سيرهء جدم عمل مىكنم ، و با آداب سادهء اسلامى خارج شد و صد هزار برابر بيشتر عظمت و ابهت ايجاد كرد ، مؤيد اين مدعاست . داستان ملاقات ناصرالدين شاه با حاجى سبزوارى مؤيد بىرونق شدن شكوه سلطنتى در مقابل عز و استغناى معنوى است ( 1 )
--> ( 1 ) در تاريخ اسلامى اين جهت مشخص است كه سيرهء خلفاى راشدين سيرهء انبيا بود ولى از زمان معاويه سبك و سيرهء سلاطين ، قياصره و اكاسره معمول شد و بزرگترين انحراف در تاريخ اسلامى به شمار مىرود . عمر هنگام سفر به شام با يك غلام و يك شتر - كه به نوبت با غلام سوار مىشدند - و يك كوزه آب و آذوقهء مختصر آمد معاويه و سران با دبدبه و طنطنه از او استقبال كردند . عمر با ديدن آنها دامن را پر سنگ كرد و به طرف آنها پراند . ولى بعدها معاويه موفق شد عمر را به عذر اينكه ما مجاور بيزانس هستيم ، قانع كند و در حقيقت اغفال نمايد