مرتضى مطهري
377
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
كارهاى كودكانه ، دورهء بمب و مينى ژوپ ، دورهء ( 1 ) عقل و علم و صلح و صفا و حقوق بشر به معنى واقعى و عدالت و معنويت . عليهذا فرض نابودى در دورهء مشابه دورهء ما مساوى است با جوانمرگى بشر ، همچنان كه اگر در دورهء اول نابود شده بود مساوى بود با كودك ميرى . 9 . حافظ مىگويد : مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش زدهام فالى و فرياد رسى مىآيد كس ندانست كه منزلگه مقصود كجاست اين قدر هست كه بانگ جرسى مىآيد ز آتش وادى ايمن نه منم خرّم و بس موسى اينجا به اميد قبسى مىآيد خبر بلبل اين باغ بپرسيد كه من ناله اى مىشنوم كز قفسى مىآيد 10 . مهدويت نه يك آرزوى كودكانه است ( 2 ) كه هدفش فقط انتقام است ، بلكه يك فلسفهء بزرگ جهانى است مبنى بر : الف . خوشبينى به زندگانى سعادتمندانهء بشر و نابود نشدن دنيا و به عبارت ديگر خوشبينى به اينكه بشر دورهء عمر را به پايان مىرساند و به پيرى و كمال مىرسد . ب . پيروزى و حكومت عقل و سقوط حكومت خشم و شهوت ج . عاقبت و پيروزى با عدل و حق است نه ظلم و باطل با صالحان و متقيان و مستضعفان است نه با زورمندان ( 3 ) ، فاسدان ،
--> ( 1 ) به حكم اينكه هرچيزى دوره اى و ظهور و به روزى دارد . ر . ك : دفتر 83 ، نمرهء 33 ( 2 ) رجوع شود به نمرهء 26 و 28 ( 3 ) نمرهء « ب » يعنى پيروزى عقل بر شهوت مربوط است به حيات اخلاقى و مبارزهء انسان با نفس و اما حكومت صلاح و تقوا بر زور و زر مربوط است به تضادهاى اجتماعى ، همچنان كه نمرهء « الف » مربوط است به مسخر بودن طبيعت نسبت به ماوراء طبيعت و امداد غيبى در پرتگاهها ، به عبارت ديگر نجات از بن بست ( ر . ك : ص 388 و 389 ) . از اين سه بحث ، دومى و سومى مربوط است به تضاد ، دومى تضاد عقل و نفس و سومى تضاد حق و باطل ، و اينكه پيروزى در اين تضادها با چيست و اينكه تضادها از بين مىرود ، همچنان كه سوسياليسم به نوعى ديگر به عدم تضاد مىرسد . جملهء * ( و يذهب الشر و يبقى الخير ) * كه در ص 380 خواهد آمد شامل پيروزى خير بر شر است هم در جبههء طبيعت و هم در جبههء اخلاق و هم در جبههء اجتماع