مرتضى مطهري
370
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
وسيله اى و با چه نيرويى مىرسد ؟ اما قسمت اول : عدالت چيست ؟ مىدانيم كه سوفسطاييان يونان همان طورى كه دربارهء حقيقت شك مىكردند بلكه منكر بودند ، اين شك و انكار را دربارهء سياست و اخلاق نيز تعميم دادند ( 1 ) ، گفتند همان طورى كه حقيقت نسبى است حق و عدالت هم نسبى است ، حق و عدالت براى هركس آن است كه خود آن را حق و عدالت مىداند ، منكر قانون كلى عادلانه بودند ( 2 ) ، بلكه مدعى بودند كه عدالت اختراع ضعفاست كه نتيجهء قوّه و نيروى اقويا را به اين وسيله بگيرند ، ضعفا همين كه از راه زور نتوانستند منافع را از چنگال اقويا بگيرند به اين حيله متوسل شدند كه مفهوم عدالت را اختراع كردند . اين اصل كه حق با زور است ( الحق لمن غلب ) اولين بار از طرف آنها ابراز شد . بعدها اين فكر در اروپا تعقيب شد مفهوم عدالت از نظر افلاطون : افلاطون كه نوعى عقايد اشرافى و اريستوكراسى دارد مىگويد : عدالت عبارت است از : اداء الفرد لواجبه و امتلاكه بما يخصه . معتقد است هر طبقه اى به حسب استعداد طبيعى ، حق و تكليفى دارد كه بايد انجام دهد . مىگويند معتقد بوده است به اصل « كار به قدر طاقت و خرج به قدر احتياج » كه البته اين خلاف عدالت است . روسو در قرارداد اجتماعى ص 17 مىگويد : بزرگترين مفاسد جامعه عدم مساوات است . در طبيعت نيز عدم مساواتهايى يافت مىشود ولى آن عدم مساواتها هيچ كس را از تسكين شهوات خود ( آزادى اراده ) مانع نمىگردد ، هيچ كس را از كار كردن براى رفع احتياجات خويشتن معاف
--> ( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى عدالت و حكومت ) * ، شمارهء 5 ( 2 ) انكار قانون كلى عادلانه و نسبى بودن عدالت به معنى ديگر درست است و آن اينكه در قوانين كلى اجتماعى خواه ناخواه حقوق اقليت فداى مصالح اكثريت مىشود ، پس عادل بودن يك قانون به معنى كمترين ظلم بودن است