مرتضى مطهري

281

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ايضاً دربارهء نى و ناله هاى وى كه پيام عشق است مىگويد : همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد ؟ البته عشق آثار سوء هم دارد كه در ورقه هاى آثار عشق و محبت ) * گفته شده . سعدى در « طيبات » تعبير خوبى راجع به خاصيت تصفيهء عشق دارد : هركه عشق اندر او كمند انداخت به مراد ويش ببايد ساخت هركه عاشق نگشت مرد نشد نقره فائق نگشت تا نگداخت 3 . بحث دوم ( 1 ) دربارهء عشق و محبت اين است كه علاوه بر عشق حيوانى جنسى و حيوانى نسلى ، نوعى ديگر از عشق و جاذبه هست كه عشق معنوى و انسانى است و از غريزه اى ماوراء بقاى نسل سرچشمه مىگيرد ، از عشق به معنويات و مجردات سرچشمه مىگيرد . اين همان عشق است كه افلاطون و غير او دربارهء آن بحث كرده‌اند و شايد عبارت خواجه در شرح اشارات كه مىگويد : « و مبدأه مشاكلة نفس المعشوق للعاشق » ناظر به همين باشد . اين عشق است كه مبدأ به اصطلاح ارادت و علاقه مندى و مجذوبيت مىشود . اين عشق در حكم سيم برقى است كه از وجود معشوق به عاشق وصل مىشود و صفات او به اين منتقل مىشود ( 2 ) . اين عشق است كه بايد گفت خوشا به حال كسى كه در زندگى با كاملى برخورد كرده باشد و به او واقعاً ارادت بورزد . اين محبت ، دل را زنده و روشن و گرم مىكند

--> ( 1 ) قبل از اين بحث ، اين بحث [ قابل طرح است ] كه آثار مطلق عشق يك چيز است ، تأثير شخصيت محبوب و مراد مطلب ديگر است زيرا خاصيت محبت مشاكله و تشبه است ( 2 ) دو مطلب خلط شده : يكى اينكه آيا عشق روحانى داريم يا نه ؟ دوم اينكه خاصيت عشق مشاكلت است