مرتضى مطهري

280

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

تحريكِ همت نفس است . به هر حال عشق نفس را تكميل و استعدادات حيرتانگيز باطنى را ظاهر مىسازد ( 1 ) ، بيش از هر نيروى ديگرى حركت مىدهد و احياناً كرامت و خارق عادت به وجود مىآورد . آنچه اهل عرفان دربارهء عظمت انسان گفته‌اند نظرشان به انسان بما هو عاشق است . عشق مطلقاً اكسير است و خاصيت كيميا دارد ، يعنى فلزى را به فلز ديگر تبديل مىكند . مردم هم فلزات مختلفى هستند : * ( الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة . ) * در زبان شعرا ، در باب اثر عشق ، بيشتر به دو اثر بر مىخوريم : يكى الهام بخشى و فياضيت كه : بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش و ديگر تغيير دهندگى و كيمياگرى . اروپاييان عنوان قهرمان سازى و نابغه سازى به عشق مىدهند . فرويد هم در همين زمينه بحث كرده است . شعراى خودمان عنوان دوا و طبيب هم به او داده‌اند . مولوى مىگويد : شاد باشاى عشق خوش سوداى ما اى طبيب جمله علتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالينوس ما ايضاً در تحريك و نيروى عشق مىگويد : جسم خاك از عشق بر افلاك شد كوه در رقص آمد و چالاك شد

--> ( 1 ) اينجاست كه مسئلهء كشش و كوشش مطرح است . دو نيروست كه انسان را به مقصد مىرساند ، كوشش از خود است و كشش از محبوب . در تأثير هيچ يك از اينها نبايد اغراق گفت . راجع به قدرت كشش ، آقاى طباطبايى مىگويند : تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون شد از سمك تا به سماكش كشش ليلى برد