مرتضى مطهري
279
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
نسبت به خودش و نسبت به استعدادات مكتومش كودن و پپه است عشق كه آمد قلب ماهيت مىدهد ( 1 ) ، او را شجاع و بخشنده و شكيبا و رقيق القلب و فداكار و هوشيار و با انتباه و چالاك و زبر و زرنگ مىكند . به قول مولوى : از محبت تلخها شيرين شود از محبت مسها زرين شود و به قول حافظ : دست از مس وجود چو مردان ره بشوى تا كيمياى عشق بيابى و زر شوى تأثير عشق به فرزند در يك مرغ دانه جو و ضعيف كه او را شجاع و فداكار مىكند و در يك دختر تنبل و پرخواب و كم طاقت و لوس كه او را هوشيار و چالاك و حساس مىكند ، هنگام صاحب فرزند شدن خيلى محسوس است . عشق قواى خفته را بيدار و نيروهاى بسته و مهار شده را آزاد مىكند ، نظير شكافتن اتمها و آزاد شدن نيروهاى اتمى تجمع و تمركز قواى روحى : از اين نظر است كه دربارهء عشق گفته شده كه اكسير و كيميا و قلب ماهيت كن است و اثرش از لحاظ روحى در جهت عمران و آبادى روح است نه در جهت خرابى اگر خرابى و گداختگى هست در ناحيهء بدن است . از اين نظر قلب جوهر مىكند ، قواى خفته را بيدار مىكند ، قهرمان مىسازد ، الهام بخش مىشود ، شاعر و فيلسوف و هنرمند مىسازد ، تصفيه مىكند و خليطها را مىبرد ، تفرقه را مىبرد و تأحّد و توحّد به وجود مىآورد ، خشونت و غلظت را مىبرد نرمى و رقّت مىدهد و تلطيف عواطف مىكند . عشق از اين نظر اعجاز مىكند و مراد مىدهد . معنى الهام بخشى عشق جز اين نيست كه خود باطن ظهور مىكند . « از خود بطلب هر آنچه خواهى كه تويى » . حتى حكما در باب دعا نيز گفتهاند كه
--> ( 1 ) از نظر سير و سلوكى بايد او را نيروى كشش نام نهاد . علامه طباطبايى : مهر خوبان دل و دين از همه بىپروا برد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد . .