مرتضى مطهري

206

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اى بسا شاعر كه بعد از مرگ زاد چشم خود بربست و چشم ما گشاد رخت ناز از نيستى بيرون كشيد چون گُل از خاك مزار خود دميد على ، آئينهء حق و مرآت معرفت الهى سعدى در طيبات مىگويد : چشم بدت دوراى بديع شمائل ماه من و شمع جمع و مير قبائل هر صفتى را دليل معرفتى هست روى تو بر قدرت خداى دلائل نام تو مىرفت و عارفان بشنيدند هر دو به رقص آمدند سامع و قائل دور به آخر رسيد و عمر به پايان شوق تو ساكن نگشت و مهر تو زائل گر تو برانى كسم شفيع نباشد ره به تو دانم دگر به هيچ وسائل شجاعت و مهارت على عليه السلام كامل ابن اثير جلد 1 ، مادهء بكر : و فيه ( 1 ) « كانت ضربات علىّ مبتكرات لا عوناً » اى ان ضربته كانت بكراً يقتل بواحدة منها لايحتاج ان يعيد الضربة ثانياً يقال ضربة بكر اذا كانت قاطعة لاتُثنى . و العون جمع عوان و هى

--> ( 1 ) در كتاب ابوموسى اصفهانى