مرتضى مطهري
16
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
* ( ليس على الذين امنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا اذا ما اتقوا و امنوا و عملوا الصالحات ثم اتقوا و امنوا ثم اتقوا و احسنوا و الله يحب المحسنين . ) * 5 . مسيحىها دو عينك به چشم ما زدهاند و ما مىخواهيم دنيا را با عينكهايى كه آنها به چشم ما زدهاند ببينيم و از آن جمله اسلام را و پيغمبر را . اين دو عينك يكى مربوط است به مسيحيان قديم و آباء كليسا و ديگر به فرهنگهاى متجدد . عينك مسيحيت قديم نوع ديدى است كه در زمينهء زن و پليدى زن به چشم زدهاند . جملهء * ( حبب الىّ من دنياكم ثلث : الطيب و النساء و قرة عينى فى الصلاة ) * مشتى است به اين عينك و تودهنى است به اين طرز فكر . عينك دوم مقياسى است كه در مورد حقوق ذاتى بشر به چشم ما زدهاند . آيهء فوق : * ( ليس على الذين امنوا . . . ) * تودهنى به اين فكر است . 6 . در سورهء كهف داستان موسى و عبد صالح آمده است . در آن داستان مسئلهء منطق ظاهر و منطق باطن مطرح شده است كه آن كه ظواهر - كه البته مقدس است - مىبيند ، امرى را نامشروع و غيرجايز و غيرانسانى و غيراخلاقى مىبيند و آن كه شعاع دورترى را مىبيند ، به اعتبار آن شعاع دور تر ، آن نامشروعها همه مشروع مىشود از قبيل سوراخ كردن كشتى ، كشتن پسربچهء بىگناه و راست كردن ديوار مردمى كه بدى كرده بودند . اولى از مقولهء كارى است كه جامعه را و از آن جمله خود فرد را به خطر مىاندازد و دومى بدى به بىتقصير است و سومى نيكى به باتقصير . ولى بعد فلسفهء همهء آنها روشن شد و معلوم شد كه هيچ كدام از اينها احكامى مطلق نيست ، بلكه نسبى است نسبت به سطح شريعت صادق است ، در جهان سه بعدى صادق است ، در جهان چهاربعدى كه شامل بُعد آينده مىشود صادق نيست و دربارهء انسانهاى چهاربعدى نيز صادق نيست . عرفا از اين داستان مسئلهء شريعت و طريقت را استفاده كردهاند ولى البته نگفتهاند ميان شريعت و طريقت تضاد است ، طريقت همان