مرتضى مطهري
54
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
خلاصه اينكه هركسى به سوى هر هدفى حركت كند ما او را به آن هدف مىرسانيم ، خواه هدف دنيوى و خواه هدف اخروى ، با اين تفاوت كه هدف اخروى صد درصد تضمين شده است به خلاف هدفهاى دنيوى . اين هم ناشى از اين است كه جهان طبيعت جهان تزاحم علل و اسباب و جهان قسر است . هرچند « القسر لايكون دائماً و لا اكثرياً » ولى « القسر يمكن ان يكون اقلياً » . ريشهء اشتباه مدعيان كفايت حسن عمل : همهء اشتباهات كسانى كه مدعى هستند خدمتگزاران بشريت كه تاريخ از آنها به نيكى ياد مىكند ، دفاتر و كتب عِلوى هم بايد از آنها به نيكى ياد كند و مصداق « * ( ان كتاب الابرار لفى علَّيين ، كتاب مرقوم . يشهده المقرّبون ) * » باشند از اينجاست كه ملاك خوبى و بدى در مقياس تاريخ ، آثار كارهاست ولى در مقياس الهى و دينى قصد و نيت و هدفِ كننده است . در مقياس تاريخ ، نظر به حسن فعلى است فقط ، و در مقياس الهى به حسن فاعلى . كار مفيدتر يا جاندارتر : مقياس تاريخ حجم عمل و شعاع اثر عمل است ، مقياس الهى و دينى روح و جان كار است . او عمل بزرگ و مؤثرتر مىخواهد و اين عمل زنده تر و جاندارتر ، لهذا مىگويد : * ( ليبلوكم ايّكم احسن عملًا ) * - اى اصوب عملًا - نفرمود : ليبلوكم ايّكم اكثر عملًا . و باز مىبينيم عوام الناس وقتى كه فى المثل مىخواهند اهميت حاتم بخشى على عليه السلام را برسانند كه چگونه شد كه وحى الهى درباره اش نازل [ شد ] مىگويند آن انگشتر از لحاظ قيمت برابر بود با خراج شام و سوريه ، غافل از اينكه چنين انگشترى در دست امير چه مىكرد و آيا چنين انگشترى در دنيا وجود دارد يا ندارد ؟ و بعلاوه چنين انگشترى را بايد خرج آبادى يك مملكت كرد نه اينكه به گدايى بخشيد . در قضيهء « * ( هل اتى ) * » چه مىگويند ؟ آيا در آنجا هم مدعى مىشوند كه هر قرص نان جو معادل خراج يك مملكت بود ؟ ! عوام الناس به حجم و پيكر و احياناً به اثر عمل توجه دارند و حال آنكه از لحاظ اخروى بايد به روح عمل توجه كرد . رجوع شود به اخبارى كه در باب هجرت آمده است به اين مضمون : * ( من هاجر الى الله و رسوله فهجرته الى الله و رسوله . . . ) *