مرتضى مطهري
48
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
آنِ خداى دان همه مقبول و ناقبول من رحمةٍ بدا و الى رحمةٍ يؤل . از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق اين است سرّ عشق كه حيران كند عقول خلقان همه به فطرت توحيد زاده اند اين شرك عارضى بود و عارضى يزول گويد خرد كه سرّ حقيقت نهفته دار با عشق پرده در چه كند عقل بوالفضول يك نقطه دان حكايت ما كان و مايكون اين نقطه گه صعود نمايد ، گهى نزول جز من كمر به عهد امانت نبست كس گر خوانيم ظلوم وگر خوانيم جهول . 20 . عطف به نمرهء 17 ، خلاصهء حرف بوعلى و صدرالمتألهين اين است كه از لحاظ اسلام ظاهرى و برگ تبعيت دين اسلام گرفتن ، اقليت مردم مسلماند اما از لحاظ اسلام قلب و اسلام فطرى يعنى سلامت فطرت از لحاظ تسليم حقيقت بودن در مقابل بيمارى كفر و عناد و جحود و دشمنى ورزى با حقيقت ، اكثريت مردم مسلم و سليم الفطرهء نسبى مىباشند و به همين دليل اهل نجات مىباشند . فرق شرطيت توحيد و ايمان به آخرت با شرطيت نبوت و ولايت : 21 . اجمالًا از گفته هاى گذشته معلوم شد كه همهء اصول دين شرط قبول عمل است ، ايمانهاى لازم مطلقاً شرط عمل است الَّا اينكه شرطيت توحيد و معاد با شرطيت نبوت و ولايت متفاوت است . شرطيت توحيد و معاد از قبيل شرطيت نيت است ، زيرا روح عمل كه نيت است متوقف است بر ايمان به خدا و معاد . بعلاوه خود ايمان به خدا و عالم غيب ، مكوّن نوعى شخصيت ملكوتى و علوى است . اما شرطيت نبوت و امامت از قبيل شرطيتِ دانستن نقشه است براى عمل كه عملًا بدون آن ، عمل كامل صورت نمىگيرد و شايد از نظرى ديگر بتوان گفت كه ايمان به نبوت و [ امامت ] هم شبيه ايمان به مبدأ است . ايمان به مبدأ و معاد كمال نظرى نفس است ، تصور اجمالى عالم