مرتضى مطهري
443
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
احد در ميم احمد گشت ظاهر در اين دور اول آمد عين آخر ز احمد تا احد يك ميم فرق است جهانى اندر آن يك ميم غرق است بر او ختم آمده پايان اين راه به دو منزل شده ادعوا الى الله مقام دلگشايش جمع جمع است جمال جانفزايش شمع جمع است شده او پيش و دلها جمله در پى گرفته دست جانها دامن وى . مولوى در صفحهء 337 : ظاهراً آن شاخ اصل ميوه است باطناً بهر ثمر شد شاخ هست گر نبودى ميل و اميد ثمر كى نشاندى باغبان بيخ شجر پس به معنى آن شجر از ميوه زاد گر به صورت از شجر بودش نهاد مصطفى زين گفت كآدم و انبيا خلف من باشند در زير لوا بهر اين فرموده است آن ذوفنون رمز نحن الآخرون السابقون گر به صورت من ز آدم زاده ام من به معنى جدّ جد افتاده ام پس ز من زاييد در معنى پدر پس ز ميوه زاد در معنى شجر اول فكر آخر آمد در عمل خاصه فكرى كو بود وصف ازل . اين شعر عربى شايد از ابن الفارض است :