مرتضى مطهري
377
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
موجودى [ است ] كه شايسته و سزاوار است انسان در راه او فداكارى كند ، مال و جان صرف كند : * ( و جاهدوا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم . . . و رضوان من الله اكبر . . . قل ان كان اباؤكم و ابناؤكم و اخوانكم و ازواجكم . . . احب اليكم من الله و رسوله . . . فتربّصوا . . . ) * . اما رابطهء حق با مخلوقات به طور كلى اولًا هدف از خلقت چيست ؟ رحمت است : * ( و لذلك خلقهم ) * . ثانياً مقدار قيّوميتش چيست ؟ اينكه همه چيز به ارادهء اوست ( خير و شر ، هدايت و ضلالت ) و اينكه شريك در ملك او نيست . مسئلهء عدالت كه امرى احساساتى و بشرى و نسبى است ، سبب نشده در قرآن كه بر توحيد خدشه اى وارد آيد . درعين اينكه نقص را و عدم را به مخلوق برمىگرداند ، هيچ چيز را از ملك خدا خارج نمىداند . در عين اينكه مىگويد : * ( ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك ، ) * بلافاصله ( 1 ) مىگويد : * ( قل كل من عند الله ) * . قرآن و جهان . : قرآن در عين اينكه همه چيز را به دست خدا و به ارادهء خدا مىداند ، رابطهء علل و اسباب را - چه مادى و چه غير مادى - پذيرفته و تصديق كرده است . اصل عليت تامّه : دربارهء علل مادى مثلًا مىگويد : * ( فيحيى به الارض بعد موتها . ) * دربارهء ابر مىگويد : * ( اذا اقلت سحاباً ثقالًا سقناه لبلد ميت . ) * درختها و گياهها و درياها را به عنوان نعمتها يعنى اسبابى كه خداوند در اختيار بشر قرار داده ذكر مىكند . اما دربارهء علل معنوى كافى است كه ملائكه را رسل مىداند و همانطور كه علامهء طباطبايى در اول سورهء فاطر فرمودهاند مقصود تنها رسل وحى نيست ، رسل براى هر كارى است . قرآن از « * ( فالمقسّمات امراً ) * » و « * ( المدبّرات امراً ) * » نام مىبرد . خلاصه قرآن در مسئلهء جبر و تفويض يك منطق فوق بشرى دارد . اما مسئلهء شناساندن خدا : اولًا شناساندن خدا در قرآن يك امر منطقى و معقول است نه يك امر ايمانى صرف كه به دل وابسته باشد و
--> ( 1 ) [ در آيهء قبل ]