مرتضى مطهري

321

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

خود ملى خود وسيعترى است . خود ( 1 ) وسيعتر به هر نسبت كه وسيعتر باشد البته فوايدى هم دارد . خيلى فرق است بين ما كه دچار خود شخصى هستيم و اروپاييان كه همهء افراد ملت عضو پيكرى هستند كه يك روح ملى در آن است . آنها به همين دليل پيشرفت مىكنند ، ترقى پيدا مىكنند ، در صنايع و علوم پيش مىروند ، چون همان روح ملى آنها را واحد كرده است . ولى در عين حال كه ما قبول داريم درجه اى لطيفتر از خودى و حد برزخى است بين منفعت پرستى و انسانيت ، معايب بزرگ هم دارد ، خطر بزرگ هم دارد . شخصيتهاى ملى مثل چرچيل جنايتهاى بزرگ را با كمال افتخار و سربلندى انجام مىدهند . همين ملت مؤدب و معقول انگلستان حاضر است براى منافع استعمارى ، ملتى ديگر را به سفليس و سوزاك و ترياك گرفتار كند ( 2 ) . در اين وقت خوديت و منفعت پرستى خوديت و منفعت پرستى است و همهء صفات سوء ناشى از خودپرستى از قبيل دروغ و بىعفتى و خيانت و ظلم و دنائت هست اما در ملت نه در فرد ، يعنى خودى و منفعت طلبى باز هم دهان باز مىكند براى بلعيدن اما با حلقى وسيعتر و اشتهايى خطرناكتر . دزدها هم گاهى با هم در كمال صفا و صميميت زندگى مىكنند ، در صورتى كه با عابر راه بيچاره مىكنند آنچه نبايد بكنند ، يعنى خودِ باندى پيدا مىكنند . اعتداليون ايران هم خود فردى ندارند ، خود باندى دارند . پس اينها را نبايد به حساب انسانيت گذاشت . حساب انسانيت حساب خداپرستى ( خدا يعنى موجود مطلق و حق مطلق ) يعنى حق پرستى [ است ] در هر نقطه اى باشد : عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست . خداپرستى است كه تعصبها و تبعيضها را از بين مىبرد . على فرمود :

--> ( 1 ) ما انواع خودى داريم : خود فردى ، خود خانوادگى ، خود باندى ، خود حزبى ، خود ملى و وطنى ، اما خود دينى نداريم . لهذا خود دين نسبت به دشمنان دين اجازهء تجاوز نمىدهد . رجوع شود به نمرهء 20 . ( 2 ) رجوع شود به تمدن اسلام و عرب گوستاو لوبون ، داستان جنگ ترياك .