مرتضى مطهري
210
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
شأنيتهاى مختلف وجود ندارد ، به خلاف كائنات ( 1 ) . از اين رو مىتوان گفت در كائنات انواع قضا و قدرها هست . مقضىّ و مقدّر است كه اگر [ شخص ] گلوله به مغز خود شليك كند كشته شود و اگر نكند نه . مقضىّ و مقدّر است كه اگر زياد بخورد بيمار شود و اگر نه نه . مقضىّ و مقدّر است كه اگر در محيط طاعونى بماند گرفتار طاعون شود و اگر از آنجا خارج شود نجات يابد . پس انواع قضا و قدرها هست ، يعنى انواع تحتّمهاى تعليقى و تقدّرهاى تعليقى از براى يك شىء هست و در حقيقت در اين گونه موارد دو قانون و ناموس قطعى است و خود آنها قضا و قدر لازم و حتمى هستند . هر قانون كلى در طبيعت يك قضاء حتمى است . از اين رو صحيح است گفته شود كه انسان از قضا و قدرى به قضا و قدرى فرار مىكند و پناه مىبرد ( 2 ) مثلًا بيمار كه دوا مىخورد ، از قضا و قدرى به قضا و قدرى پناه مىبرد . همچنين مذنب كه توبه مىكند و مكلَّف كه عمل مىكند و مصلح كه اصلاح مىكند و مبلَّغ كه دعوت مىكند و مستمع كه تبليغ را مىپذيرد ، و البته خود اين فرار كردن و پناه بردن نيز به قضا و قدرى است يعنى تحت تأثير برخى علل و معلولات است . پس معلوم شد كه تعدد قضا و قدرها به واسطه دو اصل و دو مقدمه است : يكى اينكه قضا و قدر به هر چيزى كه تعلق مىگيرد از طريق مبادى و علل وى تعلق مىگيرد نه بلاواسطه ( 3 ) ، قضا و قدر يك شىء عين قضا و تقدير علل وى است . ديگر اينكه برخى از امور امكان و شأنيت وجود و امكان و شأنيت عدم على السويه دارد و از لحاظ امكان وجود نيز داراى نوعى واحد امكان و نوعى واحد وجود نيست ، بلكه به اصطلاح امكانات متضاعفى دارد .
--> ( 1 ) آنجا كه پاى شأنيت و « اگر » بيايد ، حكومت قانون و ناموس بر او راه پيدا مىكند . ) * ( 2 ) و هم از اين روست كه دعا قضا را بر طرف مىكند : * ( الدعاء يرد القضاء ولو ابرم ابراماً ) * و همچنين صدقات رد مىكند قضا را . البته رد دعا و صدقه قضا را ، به قضاء الهى است . اين نيز نوعى فرار از قضايى به سوى قضايى به قضايى است . ( 3 ) رجوع شود به نمرهء 20 .