مرتضى مطهري

211

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

و نيز معلوم شد كه معنى قضا و قدر حتمى و غير حتمى اين نيست كه در برخى موارد ( غير افعال اختيارى بشر ) قضا و قدر قطعى است و در برخى موارد غير قطعى ( افعال اختيارى بشر ) ، بلكه مقصود از لازم و غير لازم اين است كه در برخى موارد وجود اشياء يك راه بيشتر ندارد و در برخى موارد راههاى متعدد . هريك از راهها به صورت « اگر » قطعى است ، يعنى هر راهى به طور قطع به يك مقصد خاص مىرساند و در عين حال انتخاب يكى از آنها در متن واقع قطعى است . * ( هو الذى . . . قضى اجلًا و اجل مسمى عنده . ) * . 11 . ممكن است كسى بگويد كه از آيهء شريفهء * ( قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم ) * برمىآيد كه مثلًا مرگ كسى اگر مقدر شده باشد بستگى ندارد به علل ظاهرى ، پس قضا و قدر مستقيماً بدون واسطهء علل متوسطه به خود مرگ تعلق گرفته است و تعدد قضا و قدر هم در اين صورت معنى ندارد و همچنين در مورد رزق و سلامت و امثال [ آن ] نظير اين بيان وارد شده است . در جواب عرض مىكنم يك نكته هست و ممكن است اين آيه و تعبيراتى نظير اين آيه در مورد رزق و سلامت ناظر به آن باشد و آن اينكه در ميان علل و روابط اين عالم گاهى حوادثى واقع مىشود كه مستقيماً تأثير دارد در تسريع مرگ و حتى آن حوادث به هر حال علل و اسباب مرگ را فراهم مىكند ، مثل كشتن پدر كه اثرش جوانمرگ شدن و تسريع مرگ پسر است و يا توهين به معلم و يا كشتن طفل كسى ، همان طورى كه تا حدى مشاهده شده كه كورتاژ كردن طفلى سبب تسريع در مرگ طفل ديگر شده است و به طور كلى ايذاء انسان يا حيوان و بالخصوص ايذاء ذى حقوق رابطهء خاصى با تسريع موت و انتقام و مكافات طبيعت دارد ، يعنى اثر مستقيم اين امور تسريع اجل است همان طورى كه صدقات در توسعهء رزق و در سلامت مؤثر است . شايد آنجا كه قرآن مىفرمايد : * ( كتب عليهم القتل ) * نظر دارد به مواردى كه افرادى به واسطهء بعضى از اين اعمال مردنشان تحتّم يافته است .