مرتضى مطهري

208

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

وجود و تحقق شىء است و با شىء معيت دارد ، در صورتى كه معمولًا قضا و قدر به حقيقتى سابق بر وجود شىء اطلاق مىشود ، يعنى قضا و قدر هر دو علمى ( البته علم فعلى كه مبدأ فاعلى است ) مىباشند . هرچند گاهى در موضوع قدر گفته شده است كه قدر بر دو قسم است : قدر علمى و عينى ، اما در ياد ندارم كه در مورد قضا قضاء عينى گفته شده باشد ( 1 ) . 9 . در اصطلاح حكما قضا علم فعلى كلى ( در مقابل علم جزئى و مثالى ، نه در مقابل علم به مفهوم جزئى ) است و قدر علم جزئى مثالى و خيالى است و بنابراين موجوداتى كه مسبوق به علم و ارادهء جزئى مىباشند ، يعنى موجودات زمانى و مكانى كه مسبوق به تصورات جزئيهء سماويه مىباشند ، مقدّر مىباشند ولى موجودات غير جزئى مثل خود نفوس سماوى يا عقول مجرده فقط مقضىّ مىباشند نه مقدّر ؟ يا آنكه معنى تقدّر تحدّد است و چون هر موجودى غير حق متقدّر و متحدّد است حتى صادر اول و از طرفى هر موجود متقدرى متعين است در مرتبهء علت خود پس در مرتبهء علت متقدر است ، پس هر موجودى همان طورى كه مقضىّ است مقدّر هم هست . چيزى كه هست هر موجود از آن جهت كه در مرتبهء علت و علتِ علت خود ضرورت وجود دارد مقضىّ است و از آن جهت كه در مرتبهء علت و علتِ علت خود متعين است كه خود او باشد نه غير او پس مقدّر هم هست . * ( انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها . ) * اينكه مىگويند قضا كلى است و قدر جزئى يا قضا اجمالى است و قدر تفصيلى ، بايد به يكى از دو معنى گذشته حمل شود ( 2 ) . در آيهء كريمه مىفرمايد : * ( انّا كل شىء خلقناه به قدر . ) * اگر معنى آيه اين باشد كه هر چيزى را با اندازه گيرى و حساب آفريده‌ايم ، مقصود از قدر قدر علمى است و اگر مقصود اين

--> ( 1 ) حاجى در منظومه ، صفحهء 172 ، باب « مراتب علمه تعالى » مىگويد : سيد داماد در الافق المبين بر وجودات خارجيهء اشياء قضاء عينى اطلاق نموده . اين اصطلاح منطبق است با آنچه آقاى طباطبايى گفته‌اند . ( 2 ) رجوع شود به شرح منظومه ، باب مراتب علمه تعالى .