مرتضى مطهري
207
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ايضاً در صفحهء 171 مىگويد : . جهان آفرينش با همهء پديده هاى خود و افعال و آثار آنها يك واحد فعل حق است كه از حق سبحانه صادر مىشود و لازم اين نظر اين است كه همهء افعالى كه در ذيل پديده هاى جهانى پيدا شده و طبق قانون عليت عمومى افعال و اعمال آنها شمرده مىشود ، اين اعمال ، هم از آنِ حق هستند و هم از آنِ فاعلهاى نزديك خودشان ولى طولًا نه عرضاً . مثلًا تنفس انسان و سوزانيدن آتش مملوك حق است على الاطلاق و مملوك انسان و آتش است به تمليك حق و در نتيجه حدود فعل به فاعل نزديكش نسبت داده مىشود نه به حق ، و وجود دادن به فعل حقيقتاً به حق نسبت داده مىشود نه به فاعل نزديك . مثلًا خوردن و آشاميدن و خوابيدن به انسان نسبت داده مىشود نه به حق و وجود دادن به اين اعمال موقعى كه شرايط پذيرفتن وجود جمع شد از آنِ حق است . و از اينجا روشن مىشود كه حدود و اندازه هاى افعال ارتباط مخصوصى با حق سبحانه دارند ( مسئلهء قَدَر ) چنان كه ضرورت تحقق حوادث كه مقتضاى قانون عليت و معلوليت مىباشد ( مسئلهء قضا ) ارتباط وجودى به حق سبحانه دارد . بنابراين هر چند قضا و قدر هر دو عبارتند از ارتباط اشياء و آثار آنها به حق ، ولى اولًا قدر ارتباط حدود و اندازهء اشياء است و قضا ارتباط وجود اشياء ، و ثانياً هر دو ارتباط همانطور كه بين حق و آن شىء هست بين آن شىء و فاعل نزديكش نيز هست ، ولى فاعل نزديك و بلكه خود آن شىء به ارتباط قدرى اولى است از حق و حق به ارتباط قضائى اولى است از فاعل نزديك . ولى اين تفسير براى قضا و قدر مخالف معروف و مشهور است . در حقيقت در اينجا هريك از قضا و قدر ، عينى گرفته شده كه عين