مرتضى مطهري
203
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
كلام ميرداماد و رسائل صدرا ، صفحهء 194 . 5 . در اخبار راجع به قضا و قدر زياد وارد شده . رجوع شود به كافى ، باب البداء ، خصوصاً حديث 17 و تفصيلى كه شرّاح در شرح آن حديث دادهاند ، مثل مرآة العقول ، صفحهء 101 ، ايضاً باب بعد تحت عنوان « لايكون شىء فى السماء و الارض الَّا بسبعة » و باب بعد تحت عنوان « باب الابتلاء و الاختيار » و به فاصلهء يك باب ، باب الخير و الشر و بعد باب الجبر و القدر و بعد باب الاستطاعة و القدرة . 6 . مسئلهء قضا و قدر از آن جهت موهم جبر است و اعتقاد به آن انسان را از حاكم بودن بر سرنوشت خود منصرف مىكند كه معنى قضا و قدر ثبت و تعيين و اندازه گيرى حوادث است در علم بارى و چون علم بارى علم فعلى است ( 1 ) و عين حكم و اراده است پس هر حادثه اى آنطور كه قبلًا حكم شده و تعيين و تقدير و اندازه گيرى شده بايد واقع شود ، پس انسان خودش از لحاظ تأثير در سرنوشت خود هيچكاره است ، در پس آينه طوطى صفتش داشتهاند ، آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويد و بالاخره صد درصد سرنوشت انسان به دست ديگرى است و قبلًا تعيين و تثبيت شده . * ( جفّ القلم بما هو كائن . ما اصاب من مصيبة فى الارض و لا فى انفسكم الَّا فى كتاب من قبل ان نبرأها . ) * . 7 . آيا مىتوان گفت كه مطلق حكما و فلاسفه قائل به اصل عليت و معلوليت و ضرورت علَّى و معلولى [ هستند ] و اينكه « الشىء ما لم يجب لم يوجد » و اينكه هر شيئى وجوب و تعين و خصوصيت خود را از ناحيهء علت كسب مىكند و در مرتبهء علت ، وجوب و تعين وى پيدا مىشود ، حتى ماديين قضا و قدرى هستند يا نه ؟ جواب اين است : بلى ، فرقى نمىكند ، اصل قضا و قدر الهى نيز از اصل ضرورت علَّى و معلولى و اينكه حقْ علت تامهء موجودات است سرچشمه مىگيرد . فرقى كه بين الهى و مادى هست در اين است كه الهى مبدأ
--> ( 1 ) رجوع شود به نمره 20 .