مرتضى مطهري
180
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
به عقيدهء ما عمل آنگاه عبادت است كه احترام و تعظيم باشد با قصد و اعتقاد به الوهيت معبود . الوهيت معبود به معنى اين است كه شخص معتقد باشد كه معبود تسلط باطنى و تكوينى بر او و جهان دارد و در اين تسلط خود مستقل است . به عقيدهء ما صرف اعتقاد به تسلط معنوى و ماوراء الطبيعى موجودى شرك نيست ، زيرا قرآن از قدرتهاى ماوراء الطبيعى در افراد بشر ياد مىكند مثل آنچه كه دربارهء يكى از نزديكان سليمان ياد مىكند : * ( قال الذى عنده علم من الكتاب . . . ) * قرآن با اين تعبير مىگويد او به موجب علمى از لوح محفوظ اين قدرت ماوراء الطبيعى را پيدا كرد . مرز توحيد و شرك : اعتقاد به اين گونه قدرتها اگر مقرون به اين اعتقاد باشد كه به ارادة الله و مشية الله و اذن الله كار مىكنند ، شرك نيست ولى اگر چنين فرض شود كه از خود استقلال دارند ، نفس اعتقاد نوعى شرك است و تعظيم و احترام و قربانى براى آنها نيز شرك است ( 1 ) . درست مثل اين است كه يك وقت تمام مأمورين عالى رتبه و دانى رتبه را مجرى بىچون و چراى تصميمات يك مقام عاليتر مىدانيم و يك وقت به نوعى ملوك الطوايفى قائل هستيم . 5 . دو مقدمه براى توحيد در عبادت بايد ذكر كنيم : يكى اينكه حضرات وهابى سخن مهمى كه همواره آن را تكرار مىكنند اين است كه مشركين عرب كه قرآن آنها را مشرك مىداند منكر توحيد در خالقيت نبودند ، بتها را خالق نمىدانستند همچنان كه نص آيات قرآن است كه : * ( لئن سألتهم من خلق السموات و الارض ليقولن الله ، ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذباباً و لو اجتمعوا له . ) * در عين حال به
--> ( 1 ) و به عبارت ديگر اگر آنها را رب النوع - آنچنان كه مشركين قائل بودند - بدانند و خداوند را فقط خالق بدانند و ربوبيت را از آنِ ستاره يا خورشيد يا بت كه مظهر و هيكل و طلسم رب النوع است بدانند ، شرك است ولى اگر قائل به رب العالمين باشند و همه چيز را مجرى قضا و قدر رب العالمين بدانند ، اين اعتقاد شرك نيست . اما اينكه در عمل حتى با اين گونه اعتقاد نبايد سجود يا قربانى يا دعا يا تسميه را براى غير خدا كرد ، تكليف فرعى است و عقيده اى نيست .