مرتضى مطهري

181

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

موجب توسل و قربانى و شفاعت خواستن از بتها قرآن آنها را مشرك مىخواند ، پس معلوم مىشود به هيچ مخلوقى نبايد متوسل شد و براى هيچ مخلوقى نبايد قربانى كرد و يا استشفاع كرد . ملاك شرك مشركين عرب اعتقاد به ربوبيت بتها بود نه خالقيت آنها : جواب اين بيان اين است كه درست است كه مشركين عرب قائل به خالقيت بتها نبودند ولى قائل به ربوبيت آنها بودند ، يعنى نمىگفتند كه بت قادر است معدومى را به وجود آورد ولى آنها را متصرف در كائنات مىدانستند . نكتهء دوم اينكه رمز بت پرستى چيست ؟ چطور است كه گروهى از افراد بشر تراشيده و ساختهء خود را پرستش مىكنند ؟ حقيقت اين است كه بت پرستى ريشهء پرستش ارباب انواع را دارد . از قديم الايام اين عقيده پيدا شده بوده است كه هر نوعى از انواع از قبيل انسان و گوسفند و غيره تحت تدبير يك قوهء روحانى و مقتدر و مسلط بر موجودات سفلى است ، و احياناً انواع حوادث را به يك موجود علوى فلكى يا معقول صِرف مستند مىكردند مثل اينكه مثلًا زهره را رب النوع شادى و خوشى ، ستارهء ديگر را رب النوع جنگ و خونريزى مىدانستند ( 1 ) . صاحبان اين عقايد به عقيدهء بعضى به خداى يگانه اعتقاد نداشته‌اند و بعد اين كثرت پرستى تبديل به توحيد شده است . ولى به عقيدهء ما اين گونه كثرت پرستى بعد از توحيد پيدا شده است يعنى در عين اعتقاد به خالق يگانه ، تدبير و تصرف در عالم سفلى را از موجودات علوى مىدانستند و خداوند را متصرف و مربى و مدبر عالم نمىدانستند . از اين جهت نظير معتزله بودند كه خدا را خالق منعزل از تصرف در كائنات معرفى مىكردند . علت پرستش بت اين بوده كه بتها را مظهر و جاى حلول و تعلق قواى عاليه مىدانسته‌اند ، همچنان كه ميان آن قواى عاليه و بعضى از جدولها و شكلها و طلسمها ارتباط قائل بودند و علم طلسمات از همين جا پيدا شده است . آن كسى كه بت را مىپرستيد در اصل روى

--> ( 1 ) رجوع به كتب تاريخ اديان