مرتضى مطهري

179

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

خالصاً براى خدا باشد و اگر نه شرك و خروج از توحيد و منافى با * ( لا إله الَّا الله ) * است به معنى اين نيست كه انسان مطاعى غير از خدا نداشته باشد . البته درجهء اعلاى توحيد اين است كه انسان مطاعى غير از خدا نداشته باشد ، اما بحث ما در مرز ميان شرك و توحيد در معنى عبادت توحيدى است كه نقطهء مقابل آن شرك و خروج از توحيد است . حقيقت عبادت : ممكن است كسى بگويد عبادت خدا عبارت است از اطاعت مملوكانهء خدا يا اعتقاد به الوهيت حق . ولى در مفهوم عبادت ، اطاعت امر نيفتاده است . اطاعت ثوابآور هست و مىتوان گفت مستلزم عبادت بودن نيست . اگر انسان صرفاً امر خدا را اطاعت كند آنچنان كه هر مملوكى مالك خود را اطاعت مىكند و بس ، عبادت نيست . اينكه در « اصول » مىگويند « تعبدى » آن است كه قصد امتثال امر در آن معتبر باشد و هر توصلى هم كه به قصد امتثال صورت گيرد عبادت است ، درست نيست . عبادت يك ركن و روح ديگرى دارد و آن تعظيم و تكريم مقرون به تقديس است ، خواه امرى در كار باشد و يا نباشد ، خواه آنكه قصد امتثال امر شده باشد يا نشده باشد . انسان به حكم فطرت در مقابل هر چيزى كه خود را ببيند يك عكس العمل نشان مىدهد در مقابل جمال تحسين مىكند ، در مقابل عمل اخلاقى ميل به انجام دادن در او پيدا مىشود ، در مقابل علم احساس طلب مىكند و در مقابل كمال مطلق تقديس و تسبيح مىكند . در دفتر 86 نمرهء 43 و هم در بعضى دروس مدرسهء مروى گفتيم كه قصد قربت و امتثال امر ملاك تعبديت و عبادت بودن عمل نيست ، هرچند ملاك ثواب و حتى تقرب هست . ممكن است عملى عبادت باشد و مقرّب نباشد . ممكن است عبادتى كه داراى ماهيت عبادت است ريا باشد ، نه اينكه عمل ريايى عبادت صورى است . به هر حال عنوان فرمانبرى به عقيدهء ما ملاك عبادت به آن معنى كه در مقابل شرك و بت پرستى واقعى صورت مىگيرد نيست ، هرچند به معنى خفى شرك است .