مرتضى مطهري
166
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
آنجا بحث جامع و مفيدى شده است . 18 . راجع به حسن و لزوم معرفة الله و خروج از حد دين العجائز ، [ رجوع شود به ] حديثى كه در ورقهء توحيد - اسماء الهى ) * نوشتهايم . مسئلهء تعطيل : 19 . خوب است بحث از اينجا شروع شود : . در باب معرفة الله و خداشناسى به معنى اينكه زائد بر اينكه خدايى هست كه خالق عالم است [ اين خدا اسماء و صفاتى دارد ] يعنى آنچه كه معارف ناميده مىشود و مىتوان بر پايهء آن علمى به وجود آورد به نام الهيات يا نام ديگر ، در وهلهء اول دو نظر است : نظريهء تعطيل و نظريهء مقابل آن . طبق نظريهء تعطيل ، بشر حق ندارد و نمىتواند در مسائل الهى به طور كلى غور كند و مانند مسائل طبيعى و رياضى و غيره دربارهء آنها از روى علم و يقين اظهارنظر كند ، بلكه بايد در اين مسائل مقلد شرع باشد و در اين تقليد فهم و تدبر لازم نيست ، بلكه جايز نيست . الفاظ در اينجا معانى و مفاهيم خود را ندارند . توقيفى بودن اسماء به معنى اين است كه حتى از معنى آنها نمىتوان سخن گفت . اين نظريه را از آن جهت « تعطيل » مىگويند كه طرفدار تعطيل عقول است . عُطْلت يعنى بيكارى . در حقيقت عقول را از اين نظر از كار معاف مىدارد و به عقول به اصطلاح معروف مرخصى مىدهد . كسانى كه مىگويند در اصول دين بايد مقلد بود نه محقق و به « * ( عليكم بدين العجائز ) * » و غير آن استناد مىكنند ، كسانى كه به قول شيخ طوسى به نقل شيخ انصارى در فرائد ، باب خبر واحد ، از اصول دين هم كه از آنها سؤال بشود مىگويند : روينا كذا و روينا كذا ، از اين دستهاند . حديث * ( عليكم بدين العجائز ) * اولًا سند درستى ندارد . ثانياً پيغمبر اكرم آن را در موردى فرموده كه پيرزن به وضع چرخ نخريسى خود و دست خود و حركت چرخ استناد كرده . اگر اين راست باشد استدلال به برهان حركت است ، همان است كه ارسطوى مقدم الفلاسفه گفته ،