مرتضى مطهري

432

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ولايت عرفا چون ولايت را مساوى با مشيت و مساوى با وجود مىدانند مىگويند در تركيب عناصر ، استعدادى كه ماده براى قبول صورت دارد استعداد قبول ولايت است . در نباتات [ ولايت ] علاوه بر صورتى كه حفظ وحدت مىكند منشأ آثار مختلف مىشود و در حيوان منشأ حس و حركت مىشود . در رسالهء ولايتنامه صفحهء 18 - 20 مىگويد : شئون ولايت : . . . و چون وجود به انسان رسيد جملهء صفات وجود ظاهر شد و آينهء سراپاى وجود مطلق گرديد كه هرچه در آن مكمون بود نمايان نمود و معانى ولايت فطريه را از نصرت و محبت و كفايت و تدبير و توجه و اصلاح و تصرف و امارت و مملكت و دولت ظاهر ساخت . در جملهء افراد نسبت به مملكت صغير عالم خود دور بيشترى نسبت به خارج نيز نمايان شد و چون تربيت و تكميل و رسانيدن هرچيز به كمال نوع خود از صفت ولايت اهل بيت است ، وارد شده در اخبار معصومين عليهم السلام نسبت به اراضى سبحه و بطيخهء غيرحلوه كه فرمودند اينها ولايت ما را قبول نكردند ، يعنى حيث ولايت كه از صفات وجود است در اينها به كمال ظاهر نشده است . در صفحهء 22 مىگويد : معنى عدم قبول ولايت ائمه : . . . و از جهت سريان فعل حق تعالى كه ولايت باشد در جملهء موجودات ، هر موجودى كه كمال نوع خود را دارا نبود فرمودند ولايت ما را قبول نكرده است ، يعنى اصل وجود را كه اثر رحمت رحمانى است قبول كرده است كه اصل ولايت تكوينى باشد ، لكن كمال وجود نوع خود را كه اثر رحمت رحيمى است و كمال ولايت تكوينى است قبول نكرده است ، يعنى استعدادافاضهء اين فيض در آن نبوده است .