مرتضى مطهري
383
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مىفرمود : در شنيدن اثرى است كه در دانستن نيست . موعظه تلقين است : از اين رو موعظه از نوع تلقين است و واعظ بايد قدرت تلقين داشته باشد . بايد پيام روح باشد : و از همين رو از دل برخاستن موعظه و اينكه پيام روح گوينده باشد فوق العاده دخالت دارد ، بر خلاف تعليم . تكرار در موعظه : از همين جهت است كه تعليم مستغنى از تكرار است ولى موعظه ملازم است با تكرار . به عقيدهء بعضى از علما راز تكرار بعضى مطالب در قرآن اين است كه هدف قرآن از يك قصهء تاريخى تعليم تاريخ نيست ، هدف موعظه و تذكر و تلقين است و لهذا يك مطلب تاريخى مثل داستان موسى مكرر در قرآن ذكر شده است . موعظه براى ترقيق احساسات است و جنبهء درونى دارد اما خطابه جنبهء بيرونى و تهييج دارد : در اين جهت كه اساس كار بر توجيه احساسات است ، خطابه نيز مانند وعظ است با اين تفاوت كه خطابه براى تهييج احساسات است و موعظه براى ترقيق ، خطابه چشم عقل را تيز مىكند و موعظه باز ، هدف موعظه در توجيه احساسات اين است كه انسان را متوجه نقص كار خود و ملامت خود كند بر خلاف خطابه ، موعظه جنبهء درونى دارد و خطابه جنبهء بيرونى . اثر خطابه ها تهييج احساسات است به اينكه خشم طرف را ، سلحشورى طرف را ، غيرت و همت طرف را تحريك مىكند ، حس حميت و حمايت و يا اخلاق و احسان طرف را تحريك مىكند . ولى اثر موعظه به نوعى ديگر تهييج احساسات است حالت تأثر و تأسف از كوتاهى در عمل ، گذشتن عمر به بيهودگى و بوالهوسى ، غفلتها و عدم توجه به مرگ و فناى دنيا و خوف از مهاول قيامت ايجاد مىكند . نهج البلاغه بى رقيب است : 2 . نهج البلاغه در موعظهء نثر بدون شك رقيب و بديل ندارد . ما نه در عربى و نه در فارسى نطقى و سخنرانىاى به صورت نثر نداريم كه به پايهء موعظه هاى اميرالمؤمنين برسد . در زبان فارسى آنچه به صورت نثر داريم فوق العاده ضعيف است و چيز جالبى نداريم . مجالس سعدى يا فيه ما فيه مولوى به نظر من ارزش زيادى ندارد ، همچنين نصيحة الملوك غزالى . در زبان فارسى و عربى مواعظ بسيار بلندى داريم ، هم به نظم و