مرتضى مطهري
181
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
عنقه . . . ) * 12 . مولوى ، صفحهء 421 : اى دريده پوستين يوسفان گرگ برخيزى از اين خواب گران گشته گرگان يك به يك خوهاى تو مىدرانند از غضب اعضاى تو صفحهء 519 : اى دريده پوستين يوسفان گر بدرّد گرگت آن از خويش دان . معنى جفّ القلم : زانچه مىبافى همه روزه بپوش زانچه مىكارى همه ساله بنوش فعل توست اين غصه هاى دم به دم اين بود معنىّ قد جفّ القلم كه نگردد سنّت ما از رَشَد نيك را نيكى بود بد راست بد 13 . رجوع شود به علم اليقين فيض ، صفحهء 194 . . . 14 . مولوى ، صفحهء 135 : بيشه اى آمد وجود آدمى برحذر شو زين وجود ار آدمى در وجود ما هزاران گرگ و خوك صالح و ناصالح و خوب و خشوك حكم آن خور است كو غالبتر است چونكه زر بيش از مس آمد آن زر است سيرتى كان در وجودت غالب است هم بر آن تصوير حشرت واجب است ساعتى گرگى درآيد در بشر ساعتى يوسف رخى همچون قمر