مرتضى مطهري

170

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

زمانى است كه احتياج و غريزهء طبيعى ايجاب مىنمايد . . . بنابراين بعد از مرگ از بين مىروند و ظاهراً رستاخيز براى آنها گفته نشده است . اما انسان با عاطفه و علاقه اى كه نسبت به خانواده و همسايه و همنوع ايجاد مىكند و حتى اطلاع و ارتباطى كه از طريق فكر و تحقيق با موجودات و آثار طبيعت بهم مىرساند و ادراك و احتياجى كه به مفاهيم كلى احراز مىنمايد ، وجود خود را از چهار ديوار شخصى خارج مىسازد ، حقيقتاً و عملًا در بيرون از بدن خود زندگى مىنمايد . صفحهء 239 : غرض آنكه انسان دو زندگى در دو محيط انجام مىدهد : يكى زندگى خالص جسمى از قبيل خورد و خوراك و سرما و گرما كه محيط فيزيولوژيك محمل آن و واسط با محيط مادى خارج است ، ديگر زندگى عاطفه اى و ذوقى و عقيده اى يعنى شادى و اندوه ها ، محبت و حسدها ، عشق و كينه ها و به طور كلى تمام اعمال و احوال كه در زبان ادبى و دينى به دل يا به روح نسبت داده و تعبير مىشود . . . در افراد رشيد حساس اهميت و قدرت محيط دوم است كه تشكيل دهندهء زندگى آنها و حاكم و قاضى و عامل وجودشان مىگردد . اگر درست دقت كنيم ما بيشتر در محيط پسيكولوژيك يا نفسانى زندگى مىكنيم تا در محيط فيزيولوژيك . صفحهء 240 : جامعه شناسان در انسان دو وجود غيرقابل افتراق تشخيص مىدهند : يكى وجود فردى ساخته شدهء نفسانياتى كه مخصوص به زندگانى شخصى است و ديگر وجود مدنى يا