مرتضى مطهري

171

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اجتماعى ، يعنى مجموعهء افكار و معانى احساسات و عاداتى كه ترجمان جمع و جماعت مىباشد . . . وجود اجتماعى ذاتى طبيعت و ساختمان انسان نيست و قبلًا در سرشت او نهاده نشده است . . . عمل تعليم و تربيت اين است كه بر اين موجود خودكام ، وجودى كه در خور زندگانى اخلاقى و اجتماعى است بيفزايد . آموزش و پرورش وجود تازه اى در انسان ايجاد و خلق مىكند . . . جامعه مكتب واسطى براى خداشناسى و محل تدارك زمينهء ديندارى و توشه بردارى براى آخرت مىباشد . وجود فردى . . . از جهتى قابل انطباق در همان محيط فيزيولوژيك است . وجود اجتماعى تا اندازه اى مندرج در همان محيط پسيكولوژيك است ، يعنى مرحله برزخ ما بين دو حد انسانيت از وجود فردى حيوانى تا وجود جهانى خدايى آنطور كه براى توسعه و تمتع در آخرت لازم است . همانطور كه عمل آموزش و پرورش ايجاد كردن و افزودن وجود تازهء اخلاقى و اجتماعى در كودك است ، عمل ديانت نيز ايجاد كردن و رساندن وجود انسانى شخص بالغ است به وجود ملكوتى خدايى كه در خور زندگى جهانى و جاودانى باشد . محيط پسيكولوژيك . . . دامنهء آن تا جايى كه فكر و ذكر شخص مىرود و مىآيد و آثار انسان عمل مىكند كشيده شده ، در ذهن ساير مردم و در درون اجسام و اشيائى كه ما بين آنها و ما تعلق خاطر و تأثير و تأثرى باشد توسعه دارد . هر قدر شخصيت فرد قويتر بوده افكار و اعمالش از توجه به خود در زمان و مكان ، دور تر برود محيط پسيكولوژيك او وسيعتر و قويتر خواهد بود . موقعى كه شخص مىميرد ، بدن او از كار مىافتد و محيط فيزيولوژيك متلاشى مىشود ولى محيط پسيكولوژيك او كه در اجتماع ريشه و شاخه پيدا كرده است و پيوندهاى شخصيت