مرتضى مطهري
165
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ناميده شده صاحب اراده گشت ، چه اشكال دارد روزى نيز پس از جريان قرنهاى طولانى و گذشتن عهود و انقلابات طبيعى ، احساس اشياء موسوم به ذى روح نه تنها راجع به واردات حال باشد و فقط وضع فعلى خود را درك و حكايت كنند بلكه اطلاعشان نسبت به گذشته از حدود آنچه حافظه يارى مىكند نيز تجاوز نموده مُدرك و ناطق بر تمام واردات قبلى خود باشند ؟ ! صفحهء 229 تحت عنوان « احياى نفس » مىگويد : ما عادت كردهايم بقاى نسل و احياى نفس را فقط از طريق ازدواج و لقاح يعنى توالد و تناسل معمولى ببينيم . . . ولى دو نكته بايد در اينجا اضافه كرد . آن دو نكته يكى اين است كه تنها در سلولهاى تناسلى نيست كه شخصيت تام و تمام يك موجود خلاصه مىشود . . . ساير سلولها و اعضاى بدن از اين حيث نقصى نسبت به سلولهاى تناسلى ندارند و آنها نيز هر يك معرف تمام شخصيت موجود مىباشند . . . دوم اينكه در طبيعت نظاير زيادى وجود دارد كه نشان مىدهد توليد مثل از غير طريق لقاح ميسر است . . . در حيوانات و مخصوصاً در انسان به نظرمان خيلى بعيد مىآيد كه از يك تكهء ناخن مثلًا يك آدم درسته سبز شود ! ولى در حيوانات سادهء پست مثل كرم اگر آنها را قطعه قطعه كنند قطعات نخواهند مرد بلكه رشد كرده تشكيل سر و دم جديد مىدهند . در حيوانات كاملتر مانند حشرات ، خواب زمستانى آنها كه يك نوع زندگى خفيف و برزخ بين مرگ و حيات است خود موضوع جالب دقتى مىباشد . با يك درجه اختلاف ، خواب شبانهء طبقات عاليتر و حتى انسان را مىتوان در نظر گرفت . خواب براى ما در حقيقت تعطيل يك قسمت از فعاليتهاى حياتى است . . . اينها تماماً شواهد يك