مرتضى مطهري
166
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حقيقت واحد است كه فاصلهء زيادى ما بين مرگ و حيات وجود ندارد . اينها همه درست ولى حداكثر ، بقاى نسلى و شخصيت خانوادگى را ثابت مىكند نه شخصيت فردى و عينى را . دليل مطلب اين است كه به قول نويسنده همهء سلولهاى بدن صلاحيت دارند كه معرف شخصيت و حتى از لحاظ حافظه يادآورندهء گذشته باشند . پس بدن يك فرد ممكن است در شرايط مساعد به صورت هزارها فرد مشابه هم ظاهر شود . اينچنين افرادى به فرزندان و نتايج فرد پيش شبيه ترند تا تكرار خود او ولو آنكه همهء آنها احساس كنند كه همان شخص گذشته هستند ، كه البته از نظر ما كه به غير مادى بودن حافظه ايمان داريم اصل مطلب در مورد حافظه محال است . صفحهء 234 : نمىگويم رستاخيز موعود حتماً در نتيجهء نشو و نماى مجدد پاره هاى بدن ماست . . . غرض از اين بحث ارائهء مطلب و مخصوصاً اثبات بقاى شخصيت و امكان احياى نفس بود كه علم بشر امروز تقريباً مىتواند زير بار آن برود و اگر روزى بشنويد در فلان دانشگاه آمريكا بدن موميايى فراعنهء مصر را به حركت و نطق درآوردهاند حتماً اصرار در انكار آن نخواهيد كرد . هر احياى ميّت ، قيامت نيست : فرضاً چنين كارى بشود ، اين كار از نوع قيامت قرآن نيست . خود قرآن مكرر از احياى موتى به وسيلهء انبيا نام برده ولى آنها را نوعى قيامت نخوانده است . در داستان ابراهيم و مرغان هم نمىگويد اين نوعى قيامت است ، بلكه اجمالًا نوعى احياء موتى را ارائه مىدهد . صفحهء 234 تحت عنوان « توسعهء شخصيت و مسئلهء ثواب و