مرتضى مطهري

118

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىكند ، مشت را گره ، چهره را برافروخته . عكس قضيه هم صادق است ، يعنى ايجاد مصنوعى اين حالت سبب پيدايش مقدارى خشم مىشود . همچنين است سرور و خوشحالى و همچنين است حزن و اندوه و همچنين است تعمق و تفكر و همچنين شجاعت . لهذا على عليه السلام فرمود : * ( عضّ على نواجذك . . . ) * حالت تمرد و عصيان و سرپيچى موجب عصيان و تمرد مىگردد ، همچنين متقابلًا عمل تمرد و عصيان صورت تمرد و عصيان به روح مىدهد . پس از اين مقدمات ، معنى اينكه گناهان روى قلب اثر مىگذارد معلوم شد ( 1 ) و نوع تأثير و راز روانى تأثير عمل بر روى قلب ( و حال آنكه به نظر مىرسد همواره روح و قلب بايد بر روى عمل اثر بگذارد ) معلوم شد . پس عمل متكبرانه انسان را متكبر مىكند و عمل حسودانه حسود و عمل شيطنت ، شيطان و عمل شهوانى ، حيوان و عمل سبعيت ، سبع مىكند . هرچه بيشتر تكرار شود روح سبعيت و بهيميت و شيطنت در انسان قويتر و نيرومندتر مىشود ( 2 ) ، همچنين كه عمل انسانى و الهى چهرهء واقعى انسان را انسان و خدايى مىنمايد . مطلب ديگر اينكه هريك از اين حالتهاى روحى در عين اينكه امور معنوى هستند در عالم مثال صورت و شكلى دارند ، گاهى صورت انسان و گاهى صورت يك حيوان خاص و گاهى صورت مركَّب ( شتر گاو پلنگ ) و بالاخره صورتى كه يحسن عندها القردة و الخنازير . تجسم اعمال ( ر . ك : نمرهء 37 ) : از اينجا تشكل نفس انسان به اشكال مختلفه روشن مىشود . مسئلهء تجسم اعمال نيز از همين جاست . هر عملى در باطن نفس شكل دارد و با اراده و همت نفس ظهور مىكند و همان تجسم عمل است . بعلاوه هيچ عملى خاطره اش و تصورش و شكلش در ذهن

--> ( 1 ) و معلوم شد كه نوع ارتباط قلب و عمل و يا قلب و بدن چيست . تجليات بدنى مرتبهء نازل حالت قلبى است و حالت قلبى مرتبهء عالى حالات بدنى و اعمال . ( 2 ) ملاى رومى داستان خاركن و خاربن را لطيف آورده است .