مرتضى مطهري

108

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

چيست ؟ كارهاى طبيعت همه هستى براى نيستى ، رسيدن براى حركت و جا خالى كردن ، زادن براى مردن ، روييدن براى خشك شدن است ، از نوع سرگشتگى است ، رفتن براى رفتن است و پويش براى پويش . از طرفى در محل خود در مبحث حركت و اينكه حركت نيازمند به شش چيز است و از آن جمله غايت ، ثابت شده است كه غايت طبايع جوهريهء متغير عالم بايد ثابت و مجرّد و غير متغير باشد . حركت پويش است و اين پويش بايد به سويى باشد كه ديگر پويش نيست ، و اگرنه پويش به سوى پويش و حركت براى حركت معنى ندارد . پس اينكه مىگوييم - همچنان كه در بيان علامهء طباطبايى آمد - كه جهان بايد غايت ثابت داشته باشد ، در حقيقت به معنى اين است كه جهان بايد غايت داشته باشد . غايت غيرثابت غايت نيست ، بلكه چيزى است كه خود نيازمند به غايت ديگر است . امور متغير كه منتهى به نيستى و بطلان مىگردند اگر منتهى به ثابت نشوند به تمام معنى لعب ، عبث ، باطل دربارهء آنها صادق است ولى اگر غايت و سرمنزلى در نهايت سير آنها باشد طبعاً معنى پيدا مىكنند و ديگر پوچ نيستند . به عبارت ديگر ، طبيعت سراسر تغيير و طى منازل است . در طبيعت ، منزل به هيچ وجه وجود ندارد هرچه هست مرحله است ، قطع است ، كوچ كردن است ، پويش است ، منزلها همه نسبى و غير واقعى است . آخرت و ملكوت سرمنزل است ، مقصد است . در هر سفر و هر حركت اگر مقصد و سرمنزلى در كار باشد ، طى منازل از عبث بودن و باطل بودن و لعب بودن خارج مىشود ولى اگر سرمنزلى در كار نباشد مانند عمل كودكان مىشود . از نظر آن كه به آخرت ايمان ندارد ، جهان كارش زادن و كشتن و پنهان كردن است ، كارش شبيه كار كوزه گرى است كه مىسازد و خراب مىكند ، همه اش راهپيمايى است ، همه اش تكاپو و دويدن