مرتضى مطهري

31

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

قام الى تلك النفس المؤمنة فقتلها . ثم قال عليه السلام : الخمر جماع الاثم ، الخمرام المعاصى . از اينجا معلوم مىشود كه ريشهء داستانى كه جلال الممالك به نظم آورده بر خلاف تصور بعضىها فرنگى نيست ، حديث است . منتها او مىگويد شيطان چنين كرد . جلال الممالك مىگويد : ابليس شبى رفت به بالين جوانى آراسته با شكل مهيبى سر و بر را گفتا كه منم مرگ اگر خواهى زنهار بايد بگزينى تو يكى زين سه خطر را شراب و مستى رجوع شود به ورقهء لذت مادى و روحى ، انتقاد راسل از زندگى آمريكايى . لذت و كيف شراب در مقابل لذتى كه انسان از وجود خود مىتواند ببرد شراب را براى توليد شور و نشاط و مستى و كيف و حال مىخورند . گو اينكه بعضى درجه شان از اين هم پستتر است و براى رفع مزاحمت عقل و فراموش كردن افكار خود مىخورند و بعضى براى اينكه در تصميم زشت خود باقى بمانند و وجدان و عقل سر از گريبانشان در موقع عمل در نياورد مىخورند ، مثل اينكه كسى كه قصد دزدى دارد اول پاسبان را بكشد و يا در زنجير كند و يا در اتاقى محبوس سازد و بعد وارد عمل جنايت شود . به هرحال آنهايى كه فقط براى كيف و حال مىخورند ، بيچارگانى هستند كه از كيف و حال و نشئه اى كه از داخل وجود خود مىتوانند ايجاد كنند غفلت دارند و نمىدانند كه عاليترين كيفها و لذتها و نشئه ها را از تكميل نفس خود