مرتضى مطهري

26

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

و هم اينكه اثرش اين بود كه به مسلمانان شخصيت داد از آن جهت كه هر إله و معبودى را در نظر آنها كوچك كرد و هم ايده آل داد و آن حيثيت مثبت كلمهء توحيد بود كه خدا را كمال مطلوب آنها قرار داد . 9 . يكى از نكات برجستهء سيرهء رسول اكرم اين بود كه به اصحاب خود شخصيت مىداد ، نه تنها آنها را تحقير نمىكرد بلكه كارى مىكرد كه آنها در خود احساس شخصيت كنند ، مثلًا با آنها مشورت مىكرد و از آنها نظر مىخواست : فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكل على الله . 10 . امروز اصطلاحى است كه مىگويند فلان كس شخصيت خود را بازيافت . اين را در جايى مىگويند كه شخص در اثر پيشامدى پى به لياقت هنرى ، صنعتى ، فنى خود ببرد در صورتى كه قبلًا هيچ احتمال نمىداد چنين لياقتى در او وجود دارد . نقطهء مقابل بازيافتن ، گم كردن است : * ( و لاتكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم . ) * اگر مردمى خود را باختند همه چيز را باخته‌اند . عجب تعبير عجيبى است همين تعبير خودباختگى . 11 . در نمرهء 2 گفتيم كه شخصيت به علم تنها نيست ، يعنى صرف اينكه انسان انبارى از معلومات و اطلاعات باشد دليل بر اين نيست كه آدم به اصطلاح « وزينى » است . اى بسا عالمهايى كه به واسطهء يك طمع مثلًا ، به اندازهء يك پول ارزش ندارند . مردى از علماى معروف يكى از شهرستانها كه ما شنيده بوديم مرد فاضلى است ، به قم آمد . يكى از مدرسين عالى مقام آن وقت و مراجع حاضر به ديدن او آمده بود . در همان اوقات يك كتابى منتشر شده بود و مجانى تقسيم شده بود . قيمت آن كتاب در آن وقت در حدود پنج تومان بود . وقتى كه اين دو نفر خواستند خداحافظى كنند ، آن مرد وارد از اين آقاى مدرس با