مرتضى مطهري

98

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىدانند . زن در زندگى قبيله اى آنقدر كم اثر بوده و آنقدر در اجتماع بشرى جنگى بىدخالت بوده كه كم كم ارزش خود را در فكر مردها از دست داده است ( 1 ) ، نه اينكه با حفظ ارزش به واسطهء حس استخدام مرد و جاه طلبى او - چنان كه آقاى طباطبايى و ديگران نظر داده‌اند و در صفحهء 82 گذشت - حقوق او پامال شده است . مبارزهء اسلام به نفع زن مبارزه با جهل بود نه با ظلم ، مبارزه با مظالم ناشى از جهالت بود نه مظالم ناشى از خودپرستى . حقوق زن آنگاه برگشت كه بشر عليه جهالتها قيام كرد . به اقرار خود اين حضرات ، اسلام خدمت فوق العاده اى به زن كرد و حال آنكه زن در اين نهضت دخالت نداشت . الآن برخى از ما دخالت زن را در سرنوشت خود و انتخاب شوهر به نظر خود و پسند خود نه به نظر و پسند پدر و مادر ، عيب و عار مىدانند . اين مظلمه اى است ناشى از جهالت نه ناشى از عداوت پدر و مادر نسبت به دختر خود . در عصر جديد نيز كسانى كه نداى حمايت از حقوق زن را بلند كردند ، در درجهء اول مردان بودند . امضا كنندگان اعلاميه هاى حقوق بشر مردان بودند نه زنان . نويسندگان مرد در اروپا دم از آزادى زن زدند . اين آزادى ، آزادى از جهالت بود نه از عداوت . عليهذا آن فلسفه كه مظالم بر زن را ناشى از عداوت مردان مىداند و عامل نهضت احقاق حق را خود زنان مىشناسد ، در تفسير تاريخ اشتباه عظيم مرتكب شده است . مرد و زن به واسطهء شركت در سعادت يكديگر محال است كه دو طبقهء مختلف را تشكيل دهند : طبقه اى مرفه و طبقه اى محروم ،

--> ( 1 ) در زندگيهاى ماقبل تمدن كه قانون حكومت نمىكرده و امنيت در كار نبوده ، مقياس ارزش زور بازو و قوهء دفاع از دشمن بوده . لهذا قهرمانان و يلان و گردان ارزش فوق العاده داشته‌اند . يكى مرد جنگى بهتر بوده از صدهزار آدم غير جنگى . امروز قهرمانى جنبهء تشريفاتى و فانتزى دارد و در گذشته جنبهء حياتى داشته است . عليهذا كم ارزش بودن زن مربوط به جنبهء صنفى او نبود ، مربوط به عدم قدرت دفاع بوده . مرد بىقدرت هم بىارزش بوده . ارزشى كه امروز براى علم و سياست و صنعت است ، آن روز براى پهلوانى بوده است . داستانهاى افسانه اى فردوسى نمونه اى از اين طرز تفكر است .