مرتضى مطهري
85
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
زن در قوانين كلده و آشور و حمورابى : اگر از اطاعت شوهر سرپيچى مىكرده و يا در عمل استقلال به خرج مىداده مرد حق داشته با او معاملهء برده بكند و اگر در كارِ خانه كه بر او لازم بوده كوتاهى مىكرده مرد به حكم قاضى بعد از اثبات جرم او را در دريا غرق مىكرده است . زن در قوانين رم و يونان : در قوانين رم كه از اقدم قوانين موضوعه است - اولين بار در چهارصد قبل از ميلاد وضع شد - براى داخل خانه نوعى استقلال قائل بوده از لحاظ اجراى اوامر مختصه به خانه ، اما خداوندگار خانه ( پدر يا شوهر ) نوعى ربوبيت و معبوديت داشته است ، حق هر نوع تحكمى دربارهء زن ( حتى كشتن اگر صلاح بداند ) داشته است . خروج زن از عضويت در اجتماع و از شركت در حقوق اجتماعى : زن جزء اجتماع مدنى نبوده و شكايتى از او گوش كرده نمىشده ، معاملاتش نافذ نبوده ، حق مداخله در امور اجتماعى نداشته است . مرد مطلقاً - حتى پسرخوانده - شخصيت بيشترى داشته است . زنان اجزاء اصليهء اسرهء خانوادگى را تشكيل نمىدادهاند . قرابت رسمى كه منشأ توارث بشود ، اختصاص داشته به مردان . زن وجود طفيلى بوده . مرد حق هرگونه تصرفى از بيع و شراء و بخشش و قرض و غيره دربارهء آن داشته است . وجود مضر و ضرورى : در قوانين يونان نيز كم و بيش وضع به همين منوال بوده است . بالاخره در همهء اين قوانين زن جزء اجتماع - ولو جزء ضعيف - شمرده نمىشده ، بلكه موجودى مضر ولى ضرورى شناخته مىشده است . ريشهء پسرخواندگى : علت اينكه پسرخواندگى در ميان همهء اين امم معمول بوده اين است كه نسل را فقط از طريق پسر باقى مىدانستند ، لهذا پسرخوانده مىپذيرفتند كه اسمشان باقى بماند و احياناً مردان نازا بعضى از خويشاوندان خود را در بستر زن خود مىآوردند كه فرزندى بياورد و آن فرزند را فرزند خود مىدانستند . تعدد زوجات به صورت يك زن رسمى و باقى غيررسمى : در يونان و روم تعدد ازواج بوده است ، ولى فقط يك زن به عنوان زن رسمى و باقى غير رسمى شناخته مىشدند