مرتضى مطهري
81
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
و صفحهء 368 : كلام فى معنى قيمومة الرجال على النساء و صفحهء 449 : كلام فى الغيرة و العصبية و جلد 5 صفحهء 101 . . آيا زن براى مرد آفريده شده است ؟ ! : 2 . همان طورى كه در الميزان ، جلد 2 ، صفحهء 274 بيان كرده است ، در امم گذشتهء آفريقايى و استراليايى و اقيانوسيه اى و آمريكاى قديم زن جزء لوازم زندگى مرد شمرده مىشده است ، نظير حيوانات . همان طورى كه وجود گياهان و حيوانات را انسان تابع وجود خود مىدانسته است و به خود حق مىداده از آنها بهره مند شود ، دربارهء زن نيز اينطور حكم مىكرده است . اينجاست كه بايد در منطق قرآن تأمل كرد و ديد آيا قرآن مىگويد زن از براى مرد خلق شده است ، همان طورى كه مىگويد ماه و خورشيد و زمين و گياهان و حيوانات براى انسان آفريده شده است و انسان اشرف مخلوقات است ، و ناقص مقدمهء كامل است ؟ البته نه . قرآن مىفرمايد : * ( هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ ، و جعل بينكم مودة و رحمة ، بعضكم من بعض . ) * ايضاً : * ( انا خلقناكم من ذكر و انثى ) * ( 1 ) در اين آيات مىگويد كه هر دو براى هم آفريده شدهاند نه اينكه زن براى مرد آفريده شده باشد ، اينهم نه به اين معنى كه دو مخلوق مستقل از يكديگر آفريده شدهاند و حداكثر اين است كه در ميان آنها داد و ستد عادلانه اى باشد ، بلكه به اين معنى كه ايندو مجموعاً يك واحد را تشكيل مىدهند ( 2 ) . تفاوت زن و مرد تناسب است نه تأخر و تقدم : و لهذا همان طورى كه در دفتر « زن در جهان و در اسلام » گفتيم تفاوت مرد و زن را نبايد نقص و عقب ماندگى زن تلقى كرد بلكه از قبيل تفاوت اعضاى يك پيكر و تفاوت دو لنگهء در و تفاوت دگمه و جادگمه است ، زيرا نقص به معنى ناقص الخلقه بودن كه اصلًا در عالم وجود ندارد * ( ( ربنا الذى اعطى كل شىء خلقه ثم هدى ) ) * و به معنى اينكه حد وجودىاش پايينتر است و در سلسله مراتب و حلقات وجود و ناموس تطور و ارتقاء در يك حد پايينتر است و به
--> ( 1 ) رجوع شود به صفحهء 86 و 87 ، بحث آقاى طباطبايى . ( 2 ) و در واقع بايد گفت از نظر فطرت ، زندگى خانوادگى و وحدت طبيعى زوجين هدف خلقت است و قانون تشريع هم به بدرقهء تكوين رفته است .