مرتضى مطهري

469

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

سياست در شمارهء 169 مجلهء يغما ( مرداد 1341 ) مقاله تحت عنوان « دموكراسى در يونان » به قلم مهندس ناصح ناطق درج شده . در آن مقاله نوشته است : . . . دموكراسى كه امروز در همهء كشورهاى جهان مظهر كامل حكومت مردم بر مردم تلقى شده و هركس از راهى كه خودش صحيح مىداند به سوى آن مىرود ، اختراعى يونانى است . حيثيت و آبرو و پرستيژ اين كلمه به قدرى زياد است كه دموكراسى نقابى شده كه حتى حكومتهايى كه قيافهء خود را نحس و خوفناك مىدانند ، براى احراز قبول عامه آن را به صورت خود مىزنند . . . فن سياست به قدرى يونانى است كه ما پس از دو هزار و پانصد سال هنوز هم كه هنوز است كلمهء يونانى « پوليتيك » كه همان سياست مدن باشد و يادگار همان دوره است به كار مىبريم ، زيرا كلمهء « پوليتيك » از كلمهء « پوليس » يونانى كه به معنى مدينه و شهرستان است مشتق شده . . . بديهى است در كشورهاى ديگر فن سياست يعنى ادارهء كشورها وجود داشت ولى موضوع سياست منحصراً سلطهء دولتها بر افراد و پايهء آن زور و يا خرافات بود ، و اين يونانيان بودند كه براى اولين بار در تاريخ بشريت فلسفه را با سياست توأم ساخته‌اند و ملكات اخلاقى و حسن تشخيص حق را در فن جهاندارى مداخله داده‌اند ( 1 ) يونانيان نه تنها سياست را تابع قوانين نموده‌اند ، بلكه سياست را

--> ( 1 ) يعنى از اينكه به هرحال به دليل زور و يا به دليل خرافى حق شخصى و ملك شخصى است خارج كردند ، حق عموم دانستند . در حق شخصى ملكات اخلاقى و حسن تشخيص كامل شرط نيست ، در تصدى و نيابت از ديگران است كه امانت و علم و امثال اينها شرط است . اينكه در اسلام در مواردى از قبيل امام و والى امر و امام جماعت و قاضى و مفتى و شاهد ، عدالت شرط شده دليل بر اين است كه اسلام اينها را از نوع تحمل نيابت از غير و متعلق به مردم مىداند .