مرتضى مطهري
43
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بيگانگى كشيده شده است ( 1 ) . در اجتماع جديد ، يگانگى خانوادگى به بيگانگى تبديل شده : بشر امروز به جاى اينكه اجتماعىتر بشود ، از اين نظر به سوى انفراد گراييده است و آيا گرايش به انفراد در اجتماع منزلى در اجتماع مدنى تأثير نخواهد داشت و روح اخوت اجتماعى را از بين نخواهد برد ؟ چرا ! ! ! نيرومندترين كلمه اى كه در موارد عواطف اجتماعى گفته مىشود برادرى است * ( ( انما المؤمنون اخوة ) ) * . اين كلمه در موردى معنى و مفهوم دارد كه برادرى و رحم اثرى در روح و عواطف داشته باشد . اما آنجا كه مانند فرنگيها دو برادر پس از سالها دورى يكديگر را ملاقات مىكنند ، حداكثر اين است كه ميزبان مهمان را يك روز در يك مهمانخانه پذيرايى مىكند ، در يك همچو اجتماعى محال است كه روابط اجتماعى بر اساس وحدت و يگانگى و صفا و گذشت و فداكارى قرار بگيرد ( 2 ) . علت اينكه در اروپا علايق و عواطف رحمى حتى پدر و فرزندى نيست ، سستى علايق زن و شوهرى است : چرا در اروپا عواطف خانوادگى نيست ؟ به عقيدهء ما به علت اينكه در اروپا اساس زندگى خانوادگى يعنى آن چيزى كه پايهء اصلى زندگى خانوادگى است متزلزل شده است . به عقيدهء ما علاقهء پدر و فرزند يا برادر و برادر يا برادر و خواهر فرع بر علاقه و صميميت زن و شوهر است . علاقه و يگانگى و صميميت زن و شوهر فرع بر اين است كه آن تدابيرى كه اسلام در مورد آن به كار برده است عملى شود ، يعنى محيط اجتماع تنها محيط كار و فعاليت و معاشرتهاى مقرون به ادب و احترام باشد و اما محيط التذاذ و كاميابى منحصراً خانواده
--> ( 1 ) رجوع به ورقه هاى زمان و مقتضيات آن ، نمرهء 40 ، دربارهء اينكه پيشرفت زمان سبب شده كه حقوق و تكاليف خانوادگى تغيير كند . ( 2 ) از آقاى محققى نقل شده كه پروفسورى آلمانى مسلمان شده بود و با ايشان رابطه داشت و مريض شد . ايشان از او عيادت كرده بود . بار دوم كه از او عيادت كرده بود او را پريشان ديده بود ، معلوم شد كه پزشكان سرطان تشخيص دادهاند . ولى پروفسور گفته بود ناراحتى بيشتر من از اين است كه در اثر اعلام پزشكان ، امروز صبح همسر و فرزندم آمدند و براى هميشه با من خداحافظى كردند و رفتند . پروفسور كه البته مسلمان هم شده بود مىميرد . آقاى محققى درصدد تجهيز او برمىآيد . در آن وقت سروكلهء جوانى پيدا مىشود . ولى آيا جوان براى تشييع يا تجهيز پدر آمده بود ؟ نه ! جوان قبلًا جنازه را براى تشريح فروخته بود ، آمده بود جنازه را تحويل سالن تشريح بدهد .