مرتضى مطهري
395
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
همسر انتخاب مىكند و فرزند مىآورد . راهب از نظافت مىگريزد و زاهد نظافت را جزء وظيفه مىشمارد . راهب تن را تضعيف مىكند و زاهد قوّت تن را محترم مىشمارد . راهب كار آخرت را از كار دنيا جدا مىداند و زاهد دنيا را مزرعهء آخرت مىداند . اين است كه زهد زاهد در بطن روابط اجتماعى و در متن زندگى است و نه تنها با تعهد و مسئوليت اجتماعى و جامعه گرايى منافى نيست ، بلكه براى خوب از عهدهء مسئوليتها برآمدن است و لااقل اين نتيجه را دربر دارد . 2 . از نظر اسلام ، جهان دنيا و جهان آخرت و همچنين جهان جسم و جهان جان مغاير و مباين يكديگر [ نيستند ] بلكه به منزلهء دو رويهء يك پارچهاند و از نوع ظاهر و باطن و روح و بدن مىباشند كه نه وحدت كامل حكمفرماست و نه ثنويت كامل . كار دو جهان نيز همينطور است . آنچه مستقيماً مربوط به سامان بخشيدن به زندگى اين جهان است با توأم شدن ايمان و نيت پاك ، به زندگى آن جهان نيز سامان مىبخشد يعنى زندگى سعادتمندانهء واقعى فردى و اجتماعى انسان توأم با اصول معنوى و ايمانى و نيت پاك - كه خود آنها از اركان زندگى سعادتمندانه است - پايه و مايهء زندگى سعادتمندانهء اخروى هم هست ، و عبادت و ذكر و احياناً خلوت ( نه عزلت و انزوا ) مانند خلوت آخر شب كه موجب صفا و كمال روح است و مستقيماً سعادت معنوى و اخروى را تأمين مىكند ، تأمين كنندهء اركان سعادت دنيوى نيز هست چنان كه در ورقه هاى فلسفهء تشريع عبادات توضيح دادهايم . 3 . تعليم اوّلى پيغمبران واقعى زهد بوده نه رهبانيت ، و رهبانيت بدعتى و انحرافى و بلكه تحريفى است در مورد زهد ، و خلاصه فلسفه و وجههء فلسفى زهد با فلسفه و وجههء فلسفى رهبانيت كه تحريفى بشرى است به كلى مغاير است . 4 . در مقالات « سيرى در نهج البلاغه » شمارهء 23 توضيح داديم