مرتضى مطهري
346
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
نيست . علل طلاق قضايى در اروپا : زنا ، محكوميت جنايى ، اهانت ، ترك خانواده ( غيبت ) ، بدرفتارى ، بيم خطر جانى ، جنون : در فرانسه علت طلاق ، زنا يا محكوميت جنايى يا زياده روى ( كذا ) يا اهانت شديد زن يا شوهر است نسبت به ديگرى . . . در انگلستان سابقاً فقط زناى زن و زناى شوهر با شرايط معين علت طلاق مىبود . اكنون به موجب قانون ازدواج مصوبهء 1937 ميلادى براى طلاق سه علت قائل شدهاند : اول ترك خانواده ، در صورتى كه متاركه به رضايت طرفين باشد و سه سال هم به طول انجامد . دوم بدرفتارى و درشتى اگر بيم اين برود كه از آن خطرى متوجه جان يا تن يا صحت طرف شود . سوم جنون ، اگر پنج سال ادامه پيدا كند و قابل علاج هم نباشد و در هر حال قبل از سه سال طلاق پذيرفته نيست مگر در صورتى كه ثابت شود كه ادامهء زندگى قابل تحمل نيست . طلاق به رضاى طرفين : طلاق به رضاى طرفين ( قسم دوم ) در بلژيك و رومانى و كشورهاى اسكانديناو ميسر است . طلاق يكطرفه در روسيه : طلاق به ارادهء زن يا شوهر ( قسم سوم ) در سويت معمول است ، به اين ترتيب كه زن يا شوهر مىتوانند اسناد لازم را به دفتر ازدواج و طلاق برده و بدون اقامهء دليل تقاضاى طلاق كنند . . . وضع فعلى طلاق در جماهير شوروى بر ما معلوم نيست . طلاق در جاهليت و مقايسه با طلاق در اسلام : 13 . طلاق در جاهليت معمول بود ولى ظاهراً مهر را پس مىگرفتند و مخارج عده نمىدادند و طلاقهاى مكرر مجازاتى ( محلل ) نداشت و بعلاوه طلاق عيب و عار ( مبغوض و منفور ) نبود . 14 . در حقوق مدنى ايران صفحهء 354 ، پس از ذكر مادهء 1133 قانون مدنى ( مرد مىتواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد ) مىگويد : در هيچ يك از قوانين دنيا جز در قوانين سويت ( با ترديد ) مرد چنين اختيارى ندارد