مرتضى مطهري

337

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

زن راطور ديگر قرار داده است . مرد را عاشق و طالب و زن را محبوب و معشوق و مطلوب قرار داده است ( 1 ) ، ولى در عين حال زن را نيز عاشق و طالب و محب قرار داده است اما عشق به كسى كه به او احترام بگذارد و او را دوست بدارد و طالب او باشد . عشق اصيل و حقيقى زن ابتدايى نيست ، پاسخ دهنده است . جريان محبت حقيقى و پايدار ميان زن و مرد اين است كه از مرد شروع شود و به دل زن اثر بگذارد و آنگاه از زن به مرد منتقل شود . زن طبعاً خود را لازم الاحترام و لازم الرعاية و لازم المحبة مىداند . اين احساسى است كه در زن وجود دارد ، برعكس مرد كه گيرنده و طالب است . محروميت و ناكامى در عشق از طرف معشوق ، آتش مرد را تيزتر و تندتر مىكند كه چرا آن چيزى كه بايد به چنگ بياورم به چنگ نياوردم ، و باز اين احساس ديگرى است كه در مرد وجود دارد و اينكه محبوبِ زن نيست لطمه به شخصيت خود نمىداند اما اينكه نتوانسته است او را تصاحب كند لطمه به شخصيت خود مىداند ، برعكس زن كه محبوب نبودن را بزرگترين لطمه به شخصيت خود مىداند و نمىتواند كسى را كه او را دوست ندارد دوست بدارد . مكانيسم علايق زناشويى : اسلام مىخواهد ازدواج براساس اين قانون طبيعى محفوظ و باقى بماند كه پايه محبت باشد و محبت و احترام از مرد شروع بشود و قهراً از طرف زن پاسخ مساعد به آن داده مىشود . مرد در درجهء اول زن زيبا مىخواهد كه در اختيار داشته باشد و هيچ اهميت نمىدهد كه زنش قلباً او را دوست دارد يا ندارد ، ولى زن در درجهء اول شوهرى مىخواهد كه او را دوست داشته باشد و قربان صدقه اش بشود و زن او را حامى و نقطهء اتكاء خود بداند ، خواه زيبا باشد يا نازيبا . زن از شوهر زيباى ثروتمند جوانى كه او را دوست ندارد ولو با او هست ، متنفر است

--> ( 1 ) و در زن حس حمايت و اتكاء به مرد قرار داده است . تا وقتى كه مرد خود را به عنوان يك تكيه گاه زن نگه مىدارد ، زن به او تكيه مىكند ولى همين كه خود را به عنوان يك نقطهء اتكاء كنار كشيد علاقهء زن به او سلب مىشود .