مرتضى مطهري

338

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

لزوم پايدارى ازدواج واساس بودن عاطفه و مكانيسم عاطفهء زوجيت و كليددار بودن مرد در اين مكانيسم ، تدابيرى كه در حفظ اساس با اين مكانيسم لازم است : خلاصه اينكه اولًا حتى الامكان پيمان مقدس ازدواج بايد پايدار باشد و فسخ نشود و ثانياً ازدواج بايد بر پايهء محبت و احترام باشد و كانون عاطفى باشد نه شركت بر اساس منافع و همكارى ساده . ثالثاً بنا بر اصل دوم پس بايد روان شناسى عميق مرد و زن را در اين مسئله دخالت داد . از اين لحاظ به حكم تجربه و مطالعه مىبينيم اين محبت و احترام اگر بخواهد اصيل و پايدار باشد بايد از مرد شروع شود تا زن بتواند پاسخ متقابل بدهد . رابعاً پس كليد ابقا و فسخ ازدواج طبيعتاً به دست مرد است ، همين كه از طرف مرد جريان قطع شد از طرف زن جريان قطع مىشود . تدابير اسلام براى عدم وقوع طلاق : خامساً پس بايد تدابيرى به كار برود از قبيل اينكه كانون التذاذ را خانواده قرار داد نه كافه ها و رستورانها . هر نوع تلذذ جنسى نظرى و لمسى و غيره را از مرد در غير كانون خانواده بايد دريغ داشت تا علاقه و محبتش به همسرش پايدار بماند ( 1 ) ، بايد او را توجيه كرد به مبغوضيت و منفوريت طلاق . حق حكومت به مرد ، خود مانع وقوع مشاجره است كه منجر به طلاق مىشود . بايد به عصبانيتهاى زن ترتيب اثر نداد كه هر وقت مشاجره اى واقع شود دست به دامان طلاق شود ( 2 ) . بايد طلاق را در شرايط سختى از عدلين و تربص قرار داد ( 3 ) . بايد عده براى رجوع قرار داد مگر آنكه كراهت از زن شروع شود كه در مقابل بذل حقوق طلاق مىگيرد . در عين حال بايد در ازدواجهاى ضررى و ضرارى اختيار به

--> ( 1 ) و هم بايد زن را از دستبرد مردان اغواكننده كه محبت بيشترى نثار او مىكنند و خرج بيشترى برايش مىكنند و خود را تكيه گاه مطمئن ترى براى او قلمداد مىكنند ، محفوظ نگه داشت . ( 2 ) يعنى طبيعت سريع التأثر زن را نبايد فراموش كرد . ( 3 ) خلاصه طلاق را عملًا در وقتى بايد جايز شمرد كه بقاى كانون ازدواج به صورت يك كانون محبت و صميميت امكان پذير نيست . از نظر اسلام خاموش شدن آتش محبت مرد مرگ ازدواج است ، زيرا مرگ علاقهء مرد مرگ علاقهء زن را به دنبال مىآورد بر خلاف مرگ علاقهء زن كه مرگ علاقهء مرد را به دنبال خود نمىآورد . مرگ علاقهء زن حيات خانوادگى را نيمه جان مىكند .