مرتضى مطهري
233
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
43 . نويسندهء « چهل پيشنهاد » در شمارهء 89 مجلهء زن روز ، صفحهء 71 پس از ذكر مقدماتى راجع به وضع ناهنجار زن در جاهليت و اينكه مهر را مردها به بهانه هاى مختلف مىخوردند ، مىگويد : چون زن و مرد مساوى آفريده شدهاند پرداخت بها يا اجرت از طرف يكى به ديگرى منطق و دليل عقلانى ندارد ، زيرا همان گونه كه مرد احتياج به زن دارد زن هم به وجود مرد نيازمند است و آفرينش آنها را به يكديگر محتاج خلق كرده و در اين احتياج هر دوى آنها وضع مساوى دارند و لذا الزام يكى به دادن وجه و يا مالى به ديگرى بلادليل خواهد بود و لكن از نظر اينكه طلاق در اختيار مرد بوده و زن براى زندگى مشترك با مرد تأمين نداشته ، لذا به زن حق داده شده علاوه بر اعتماد به شخصيت زوج نوعى وثيقه و اعتبار مالى نيز از مرد مطالبه نمايد ( 1 ) . . . در صفحهء 72 مىگويد : اگر مادهء 1133 قانون مدنى كه مقرر مىدارد : « مرد مىتواند هر وقت بخواهد زن خود را طلاق دهد » اصلاح گردد و طلاق بسته
--> ( 1 ) قطعاً فلسفهء مهر وثيقهء مالى نيست ، والَّا توصيه نمىشد كه هرچه كمتر بهتر . بعلاوه ، مهر نقد اين اثر را ندارد . مهرهاى صدر اسلام نقد بوده نه بر ذمّه . آيا مىشود گفت كه پيغمبر اكرم براى دخترش از على وثيقهء مالى گرفت و پيغمبر خودش به زنانش تضمين مالى مىداد ؟ بعلاوه تعليم قرآن چه تضمينى در برابر طلاق شمرده مىشود ؟ به علاوهء اينكه پس چرا زيادى مهر مكروه شمرده شده و چرا بخشش مهر از طرف زن توصيه شده است ( چنان كه در شمارهء 33 گذشت ) ؟