مرتضى مطهري
234
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
به ميل و هوس مرد نباشد ، اساساً صداق و مهر فلسفهء وجودى خود را از دست مىدهد و ديگر لازم نخواهد بود . عليهذا فرق نظر اين نويسنده با نويسندهء كتاب انتقاد قوانين اساسى و مدنى و كيفرى ايران اين است كه اين نويسنده فلسفهء مهر را تضمين در مقابل حق طلاق مىداند ولى آن نويسنده مهر را ناشى از حس مالكيت مرد مىداند ، هرچند او نيز احياناً تصريح مىكند كه مهر به هرحال در وضعى كه زن استقلال اقتصادى ندارد تضمين و تأمينى است براى زن . 44 . دربارهء چند مطلب بايد بحث شود : الف . فلسفهء پيدايش مهر از ابتدا و اينكه در چه زمانى پيدا شده و براى چه پيدا شده . ب . قوانين امروز دنيا دربارهء مهرچه كردهاند ؟ ج . از مجموع قوانين اسلام و از تعليلات آيات و روايات دربارهء فلسفهء مهرچه استنباط مىشود ؟ د . وضعى كه مردم جاهليت داشتند از اين لحاظ و قدمهايى كه اسلام براى بهبود و اصلاح حال زن از اين نظر برداشت . 45 . بايد بدانيم اين چيزهايى كه دربارهء فلسفهء مهر از ابتدا گفته شده فرضيه هايى بيش نيست . ما اجبار نداريم حدسيات و فرضيه هاى آنها را از روى تقليد و تعبد بپذيريم . به عقيدهء ما پيدايش مهر و صداق نتيجهء تدبيرى است كه طبيعت دربارهء تعديل روابط زن و مرد به كار برده است . چنان كه در ورقه هاى تفاوت زن و مرد گفتيم ، در طبيعتْ مرد شهوانىتر از زن آفريده شده است . در روايات كافى و فقيه آمده است كه مرد از زن شهوانىتر نيست بلكه زن شهوانىتر است ، لكن مرد اسيرتر و بىطاقتتر است در مقابل اين احتياج و زن صبورتر و متحملتر . اين جهت به علاوهء احساس حيا و آزرم و خوددارى ظريفانهء زن و به علاوهء اينكه زن مظهر جمال و زيبايى و غرور و مناعت ، و مرد مظهر عشق ورزى و