مرتضى مطهري
198
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
خلقت موجودات را به سوى كمال سوق مىدهد و آنها را به وسايل و ابزارهايى مجهز مىكند كه با آن وسايل در طريق تكامل گام بردارند ، استعدادهاى آنها به فعليت برسد . در هر مخلوقى استعدادى نهاده است و آن استعداد بايد به فعليت برسد . مثلًا استعداد درس خواندن و علم آموزى در فرزند انسان هست اما در فرزند گوسفند نيست . اگر انسان را از مدرسه محروم كنيم از حقى محروم كردهايم ، اما اگر بچه گوسفند را محروم كنيم حقى از او سلب نكردهايم . اختلاف استعدادها : پس اولًا استعدادها مختلف است . منع هر صاحب استعدادى از بروز استعداد خودش ظلم است : ثانياً هر موجودى در حدودى كه استعداد دارد ، او را از استعداد خودش محروم كردن ظلم است . مرغ را در قفس نگه داشتن ظلم است ، اما از گوشت او استفاده كردن براى يك موجود كاملتر ظلم نيست . طبيعت مقياس است نه فرد : در ظلم ، تمام دستگاه طبيعت را باهم بايد در نظر گرفت نه فرد را بايد ديد چه چيز جلو تكامل طبيعت - نه فرد - را مىگيرد و چه چيز نمىگيرد . طبيعت هدف دارد : ثالثاً طبيعت در استعدادهاى مختلفى كه آفريده هدف داشته است . استعدادها با وسايل و تجهيزات متناسب است : رابعاً استعدادها با وسايل و تجهيزات رسيدن به آن استعدادها متناسب است . مبانى حقوق طبيعى سير غايى طبيعت است : به عبارت ديگر ، حق از آنجا پيدا مىشود كه طبيعت براى هر مخلوقى در سير تكاملى خود مسير و مدارى معين كرده است . سعادت آن موجود در اين است كه در مدار خود گردش و در مسير خود حركت كند . اگر فرض اختلافات موجودات فقط در مرتبهء وجود است و اين مرتبه ها به حكم تصادف پديد آمده است - آنچنان كه فلسفهء غرب مىگويد - حق معنى پيدا نمىكند ، و اگر تغييرات را تصادفى صرف ندانيم حق معنى پيدا مىكند ولى در آنجا كه طبيعت مسير قرار نداده است سعادت مترقبى و حقى هم نيست ( مثل مدرسه براى بچه گوسفند ) و آنجا كه قرار داده نبايد جلو آن مسير را گرفت مگر آنكه آن را در مسير ديگرى كه آن را هم طبيعت معين كرده قرار