مرتضى مطهري
197
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
است و يا كميت و يا اضافه . هركدام از اينها اسمى دارد . به هرحال سخن در برابرى حقوق زن و مرد در كميت نيست ، در كيفيت است . مثلًا پدرى كه دو فرزند دارد و به هر دو كمال محبت دارد و آن پدر مىخواهد دارايى خود را كه عبارت است از تجارتخانه و مستغلات و زمين مزروعى و غيره ميان آن دو تقسيم كند و سهم هر دو را از لحاظ ارزش برابر كند ، يك وقت هست كه سهم اينها را علاوه بر تساوى مشابه هم مىكند يعنى هر دو را در همهء اين اموال بالسويه سهيم مىكند و يك وقت هست كه استعدادهاى مختلف اينها را در نظر مىگيرد و به هركدام آن را واگذار مىكند كه استعداد آن را دارد ، آن كه استعداد تجارت دارد تجارتخانه را به او مىسپارد و آن كه استعداد زراعتكارى دارد زمين زراعتى را . 6 . اگر از ما بپرسند آيا به حقوق طبيعى و فطرى انسان كه ضمناً حقوق عقلى نيز بايد ناميده شود اعتراف داريد يا نه ، مىگوييم : بلى . آيا اگر ثابت شود حقوق عقلى ، از نظر اسلام - به حكم اصل تطابق شرع و عقل - آن را ممضى مىشماريد ؟ مىگوييم : بلى . آيا اسلام براى زن ارزش كمترى قائل شده و زن را انسان تمام نمىداند و در مواردى او را نصف انسان ، در مواردى ربع انسان و در موردى لاانسان به حساب آورده است از باب اينكه در طبيعت اينچنين است ؟ مىگوييم : نه . اسلام زن و مرد را از لحاظ ارزش انسانى و از لحاظ ارزش حقوقى برابر و مساوى دانسته است ؟ آيا پس از آنكه به حقوق فطرى و طبيعى قائل شديد و آن حقوق طبيعى را در زن و مرد از لحاظ ارزش مساوى دانستيد ، معتقديد كه طبيعتْ آن حقوق را در مرد و زن مشابه وضع كرده است ؟ مىگوييم : نه . 6 . به چه دليل حقوق زن و مرد مشابه نيست ؟ به دليل طبيعت . در اينجا آية الله طبيعت است . مبانى حقوق طبيعى : به چه دليل طبيعت اين حقوق را براى انسان مطلقاً وضع كرده است ؟ مىگوييم : حقوق طبيعى از مسير خلقت معين مىشود . دستگاه