مرتضى مطهري
145
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
زن پى بردهاند و در اين قسمت نكات دقيقى را متعرض شدهاند ، مخصوصاً در جهاتى كه مربوط به پيوند و اتصال مرد و زن است از قبيل اينكه دل نرم زن مرد دلير و توانا مىخواهد و قلب نيرومند مرد زن لطيف و نرم . اما به نظر ما به يك نكتهء اساسى حقوقى كه از همين گفته ها استنتاج مىشود توجه نكردهاند و آن نكته همان است كه در جلسهء مورخه . . . / 3 / 45 در جلسهء پزشكان گفتيم كه اجتماع منزلى بر خلاف اجتماع مدنى ، طبيعى است و اجتماع طبيعى از لحاظ حق حكومت و وظيفهء اجرايى با اجتماع مدنى متفاوت است و ايندو با يكديگر از اين لحاظ قابل مقايسه نمىباشند . اين دانشمندان اين تفاوتهاى طبيعى را ذكر كردهاند اما در اين باره بحث نكردهاند كه اين تفاوتهاى طبيعى ، اجتماع خانوادگى را داراى حقوقى مغاير با حقوق اجتماع مدنى مىكند . 19 . عطف به ورقه هاى تفاوت مرد و زن ، تفاوتهاى زن و مرد بر دو قسم است : بعضىها به پيوند و اتصال زن و مرد با يكديگر مربوط نيست مثل قدرت علمى و صنعتى ، مخصوصاً قدرت ابتكار ، و بعضى از آنها به اين اتصال مربوط است . آنچه مربوط است به اين پيوند ، طورى است كه پيوند را محكمتر مىكند . 20 . شايد بشود گفت تمام اختلافات مرد و زن مربوط است به جنبه هاى خانوادگى و اتصال و وحدت مرد و زن يعنى تمام اختلافات ، عامل وحدت و يگانگى است . حتى عدم قدرت ابتكار شايد از همين راهها توجيه شود . تأمل شود . 21 . خلاصهء بحث . . . / 3 / 45 در جلسهء پزشكان : اسلام در اجتماع خانوادگى حق حكومت را به مرد داده است . در اجتماع مدنى حكومت فردى مردود است . در اجتماع مدنى حكومت عادلانه آن است كه حكومت مردم بر مردم باشد ، اما اينكه افرادى بدون انتخاب افراد ديگر بر آنها حكومت كنند ظلم است و عقلًا جايز نيست و قابل استثنا نيز نمىباشد . قرآن نيز اين اصل را تأييد كرده است : * ( ان الله يأمر بالعدل و الاحسان . . . ) * متكلمين و فقها اين