مرتضى مطهري
119
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بيكارها كار پيدا كند و حتى قانون كار ملزم مىكند كارخانه دار را كه كارگر را اخراج نكند ولو آنكه نيازى فعلًا به او ندارد ، مىگويند بحران ايجاد مىشود ، طوفان و انقلاب مىشود . بى شوهرى زنان بى شوهر از بيكارى بيكارها بيشتر بحران ايجاد مىكند ، همان بحرانى كه اروپاى بدبخت به آن دچار است و زن فوق العاده موجودى مبتذل شده و احترامش فقط اين است كه مىگويند : خانمها ، آقايان ! ! ! همان بحرانى كه سبب شده آمارهاى رسمى بگويند 40 فرزندان اروپا و 50 فرزندان آمريكا نامشروعاند و پدر خود را نمىشناسند اما بحرانى كه براى كم فكرها لذت بخش است ، لذتى كه به قيمت فناى اجتماع تمام مىشود . اگر فكر تعدد زوجات از اروپا براى ما آمده بود ، مىديديد كه چگونه فكلىهاى ما در مجالس مىنشستند و آب دهان خود را قورت مىدادند و به عنوان يك فكر بكر اجتماعى حساب شدهء دودوتا چهارتا و غيرقابل انكار بر ما عرضه مىداشتند كه آقا دانشمندان نشستهاند و حساب كردهاند مثل يك حساب رياضى و راه چاره منحصر است به تعدد زوجات . اما چون اين راه حل را ما از قديم ، خودمان داشتهايم در نظر ما جلوه نمىكند . ما در اثر استسباع و غربزدگى و خودباختگى كه در مقابل غربيها پيدا كردهايم در حالتى قرار گرفتهايم كه گوهر در دست مىگيريم و آنها مىگويند اين گردو است و ما قبول مىكنيم ، و آنها گردو به دست ما مىدهند و مىگويند اين گوهر است و باز ما قبول مىكنيم و تصديق مىكنيم كه بلى گوهر است . غرب روى كينه اى كه با شرق دارد حاضر نيست زير بار شرق برود و راه حلهايى كه شرق از قديم داشته است در اجتماع و اقتصاد و سياست بپذيرد ، كوشش دارد شخصيت شرقى را از هر جهت خرد و له كند و به او بقبولاند همه چيزت را بايد از من بگيرى . غرب نمىخواهد كه شرق از خود فكر مستقل و فلسفهء مستقل و مبناى مستقل داشته باشد ، زيرا كوچكترين احساس استقلال سبب مىشود كه جلو استعمار و استثمار غربى گرفته شود . دشمنى آشتى ناپذير