مرتضى مطهري
118
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مشكل اجتماعى پيدا كرد . اگر مثل هنديهاى قديم هر مردى كه مىمرد زنش را با او دفن مىكردند يا مىسوختند باز مشكلى نبود . در تفسير الميزان ، جلد 4 ، صفحهء . . . مىنويسد كه بعضى از فرنگيها گفتهاند علت شيوع فحشا در اروپا منع كليسا از تعدد ازواج است . در مقالهء آقاى مصباح ، مكتب سالانهء تشيع ، شماره . . . مىنويسد كه يكى از فرنگيها گفته است كه تنها مسلمانها هستند كه صد درصد به پاكى نسل خود اطمينان دارند و ما غربيها نخواهيم گذاشت اين نعمت براى آنها باقى بماند . اين درست مثل اين است كه يك عدهء پنجاه نفرى بخواهند در اتوبوسى كه ظرفيت بيش از چهل نفر را ندارد سوار شوند و چاره اى نيست از اينكه همه را سوار كنند . يك وقت هست مثل گاراژهاى قديم ، عدهء زيادى را مىفرستند توى اتوبوس كه خودشان براى خودشان جا پيدا كنند ، معلوم است كه چه غوغا و ازدحامى پيدا مىشود . آن وقت راننده با زور صلوات مىخواهد مشكل را حل كند . يك وقت هست كه مىآيند روى مقررات خاصى سه نفر سه نفر روى صندليهاى دونفرى قرار مىدهند و براى نفر سوم جاى قانونى و حقى قائل مىشوند و مشكل را حل مىكنند ( داستان كاشى و گاراژى كه مزيّنى نقل مىكرد ) . اسلام در تعدد زوجات ( مثل طلاق ) بزرگترين مشكل اجتماعى را حل كرده و اروپا راه وحشيانه پيش گرفته : به طور مسلَّم مسئلهء تعدد زوجات يك مسئلهء اجتماعى است نه يك مسئلهء فردى . مخالفين با مقياس فردى قضيه را مطالعه مىكنند ، آن را مانند دو مركز تجارت داشتن براى يك تاجر و دو پست ادارى براى يك نفر ادارى فرض مىكنند كه فقط حق فرد است نه تكليف اجتماعى ، از نكردن آن هيچ گونه زيانى به اجتماع نمىرسد بلكه انجام آن ، جا و پست را بر ديگران تنگ مىكند . از جنبهء هوس يك مرد و مخالفت زن او ، قضيه را مورد مطالعه قرار مىدهند نه از جنبهء حقى كه يك عده زن بيچارهء عضو اجتماع بر اين اجتماع دارند ( 1 ) . اين مسئله يعنى مسئلهء بىشوهرى زنان بىشوهر مثل بيكارى مردان بيكار است . چطور جامعه خود را موظف مىداند كه براى
--> ( 1 ) و ما نام اين حق را حق تأهل يا حق ايجاد فرزند پدردار مىناميم . رجوع شود به نمرهء 32 ، راه حلى كه راسل پيدا كرده است .