مرتضى مطهري

111

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

زن را بردهء خود قرار مىدهد بلكه به معنى اينكه مرد از متاع زن استفاده مىكند و زن به منزلهء متاع است براى مرد نه مرد براى زن . فلسفهء وجوب انفاق نيز همين است ، براى حفظ كرامت زن است ( 1 ) ، براى اين است كه ايندو از لحاظ احتياج به يكديگر مساوى شناخته نشوند همان طورى كه در طبيعت نيز مساوى شناخته نمىشوند . خروس نيز خود را متكفل انفاق و حمايت مىشمارد . همان حس حمايت نر از ماده به دنبال خود حمايت از گرسنگى را هم دارد . سقوط زن در سيستمهاى جديد : بلى ، اگر زن استقلال اقتصادى نمىداشت جاى اين بود كه گفته شود مرد مالك زن است و مهر قيمت خريد است و وجوب انفاق نظير وجوب انفاق بر حيوانات است ، ولى با استقلال اقتصادى زن مهر و نقفه را بايد به عنوان احترام و حفظ كرامت زن تلقى كرد ( 2 ) . علت مبتذل شدن زن در فرنگ - كه براى هركسى ، خودى و بيگانه ، فراوان است - اين است كه به زن از لحاظ متاع زيبايى و جمال ، شخصيت داده نشده . در آنجا واقعاً زن « قيمت » ندارد . سرّ اينكه نوع احساسات مرد و احساسات زن متفاوت است ، اين است كه مرد مظهر عشق و زن مظهر جمال است : سرّ اينكه مرد طالب است و زن مطلوب ، مرد بلبل است و زن گل ، اين است كه زن مظهر لطف و جمال و زيبايى است و مرد مظهر عشق و خواستن . طبيعت ، يكى را به منزلهء گل و ديگرى را به منزلهء بلبل آفريده است ( 3 ) نه اينكه هر دو را بلبل يا هر دو را گل آفريده باشد . هماهنگى با طبيعت اقتضا مىكند كه جنبهء گل و بلبلى ، شمع و

--> ( 1 ) بعلاوه لطافت زن نبايد در كارگاهها از ميان برود . ( 2 ) در فقه مقرر است كه در نكاح ، زن در برابر مهر نيست بلكه زن و مرد در برابر يكديگرند ، بلكه اعتبار نكاح اعتبار معاوضه نيست به هيچ وجه ، اعتبار تركيب و تزويج است . دو عنصر تركيب ، مرد و زن مىباشند . كلمهء صُداق و صَدُقه كه به مهر گفته مىشود ، براى اين است كه علامت صدق طلب و محبت مرد است . در قرآن كلمهء « نحله » به كار رفته است كه به معنى عطيهء بلاعوض است : * ( واتوا النساء صدقاتهن نحلة . ) * ريشهء كلمهء « مهر » بر ما معلوم نشد . ( 3 ) رجوع به نمرهء 19 ، اشعار عراقى